اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

83
  • علی را نیز با خود می‌برد، و آن دو نفر آن‌قدر که خدا می‌خواست نماز می‌گزاردند، و سپس به مکان خود مراجعت می‌نمودند.

  •  طبری با اسناد خود روایت کند از یحیی بن عفیف کندی (عفیف کندی برادر اشعث بن قیس کندی است که با عبّاس بن عبد المطلب رفاقت داشته و برای خرید و فروش که به مکه می‌آمد در منزل عباس سکنی می‌نموده است)

  •  او می‌گوید در زمان جاهلیت به مکه درآمدم، و در خانه عبّاس بن عبد المطلب وارد شدم، چون آفتاب طلوع نمود و مانند حلقه بر فراز آسمان قرار گرفت، و من مشغول نگاه کردن به کعبه بودم، دیدم جوانی آمد و چشمی به آسمان انداخته و سپس رو به کعبه ایستاد، و بلادرنگ طفلی آمد و در طرف راست او ایستاد، و چیزی طول نکشید که زنی آمد و در پشت سر آن دو ایستاد، آن جوان خم شد و رکوع کرد، طفل و زن هم رکوع کردند، جوان بلند شد از رکوع، طفل و زن هم بلند شدند، جوان خود را به سجده انداخت، آن دو نیز به سجده رفتند، من گفتم: ای عباس امر بسیار بزرگی است.

  •  عباس گفت: امر بسیار بزرگی‌است، آیا می‌دانی او کیست؟

  •  گفتم نه،

  •  گفت: او محمّد بن عبد اللَه بن عبد المطلب فرزند برادر من است.

  •  آیا می‌دانی آن طفل که با اوست کیست؟ گفتم نه.

  •  گفت: او علی بن أبی‌طالب بن عبد المطلب فرزند برادر من است.

  •  آیا می‌دانی این زنی که در عقب آن دو ایستاده کیست؟

  •  گفتم نه.

  •  گفت: او خدیجه دختر خویلد زوجه محمّد، برادرزاده من است؛ و این مرد به‌من خبر داده است که پروردگار تو پروردگار آسمان‌است؛ و آن پروردگار آنها را به این فعل با کیفیتی که دیدی امر کرده است، و سوگند به‌خدا من در تمام روی زمین غیر از این سه نفر احدی را بر این دین نمی‌شناسم1

  •  باری پیغمبر و أمیرالمومنین و خدیجه سالیانی چند به نماز و عبادت خدا مشغول بودند، و احدی از مردم مکه ایمان نیاورده و از رسالت آن حضرت خبر نداشتند، تا آنکه آیه انذار از طرف خدا بر آن حضرت نازل گشت.

    1. «طبری» ج ٢ ص ٥٦ و «فصول المهمه» ص ١٦ و «مطالب السؤول» ص ١١