اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

74
  • عَذیری وَ اللَهِ فِیک حَامِیاً، وَ مِنک دَاعِیاً، وَیلَایَ فِی کلِّ شَارِقٍ، مَاتَ العَمَدُ وَ وَهَنَ العَضُدُ

  • شَکوَایَ الی رَبِّی وَ عُدوَایَ الَی أبِی.

  • اللَهمَّ أنتَ أشَدُّ قُوَّةً و أحَدُّ بَأساً وَ تَنکیلًا

  •  ای پسر ابوطالب! مانند بچّه در شکم مادر، دست و پای خود را در خود جمع کرده‌ای! و مانند شخص متّهم در گوشه غرفه نشسته‌ای! شاه بال خودت را که همچون بالهای قوّی باز شکاری بود شکستی! در نتیجه پرهای نرمی که برای تو ماند، به‌تو وفا نکرد و کارگر نشد، و همچون مرغ بی بال و پری که مورد هجوم پرندگان قوی واقع شود گرفتار شدی!

  •  اینکه این پسر ابی‌قحافه، عطیه پدر مرا از من به‌قهر و غلبه ربوده، و معاش مختصر فرزند مرا گرفته است.

  •  سوگند به‌خدا که در ستم با من به‌نهایت رسیده، و در دشمنی با من پافشاری کرده، تا بسرحدّیکه اولاد قیلة که انصار اوس و خزرجند، از یاری من دریغ نمودند، و مهاجرین از اهتمام و رسیدگی به‌کار من خودداری کردند، و جماعت مسلمانان به بی اعتنائی از من، از این جنایات چشم پوشیدند؛ نه کسی است که او را ممانعت کند، و نه کسی‌که او را از ستم با من باز دارد.

  •  سوگند به‌خدا که من با نهایت فرو بردن خشم خود به مسجد رهسپار شدم ولی پژمرده و افسرده بازگشتم.

  •  چهره خود را به‌ذلّت و خواری سپردی، آن‌روز که خود را از مقام و مرتبه خود ساقط کردی! گرگان درنده را شکار می‌نمودی، و اینک مگس‌ها تو را شکار خود نمودند هیچ گوینده‌ای را از کلام ناروای خود بازنداشتی! و هیچ باطلی را دور ننمودی!

  •  و اختیاری برای من نیست؛ و ای‌کاش قبل از آنکه پرده ذلّت مرا فرا گیرد، در کام مرگ فرو رفته بودم و پیش از این پستی و حقارت مرده بودم.

  •  سوگند به‌خدا که بازخواست کننده من، در کار تو خداست که مرا حمایت می‌کند و از تو پرسش می‌نماید، ای وای بر من، از این حوادث ناگوار که وارد شده است.