اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

73
  •  عادت آن‌حضرت چنان بود که در هر سال در کوه حراء مجاورت می‌نمود، فقط من او را می‌دیدم، و کسی دیگر غیر از من او را نمی‌دید، و در تمام جهان اسلام در آنروز خانه‌ای نبود که در آن مسلمانی باشد غیر از رسول خدا و خدیجه، و من سوّمی آنها بودم.

  •  من نور وحی و رسالت را می‌دیدم، و بوی نبّوت را استشمام می‌کردم و حقّاً می‌گویم که ناله شیطان را در حین نزول وحی بر رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله شنیدم، عرض کردم: ای پیغمبر خدا این چه ناله‌ای است؟

  •  فرمود: این شیطان است از اینکه بنی آدم او را عبادت کنند مأیوس شده، تو می‌شنوی آنچه را که من می‌شنوم، و می‌بینی آن‌چه را که من می‌بینم، مگر آنکه تو پیغمبر نیستی، و لکن تو وزیر منی و بر خیرخواهی بود.

  •  عجیب است با این مقام و منزلت و سفارش هائی‌که رسول خدا نموده، و او را وصیّ و وزیر و ولیّ مؤمنین و خلیفه خود قرار دادند، هنوز جسد مطهّر پیغمبر دفن نشده بود که در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند، و کردند آنچه کردند.

  •  گذشته از بردن خلافت، از یک باغستان حضرت صدّیقّه دختر رسول خدا دست بر نداشتند، و نحله رسول خدا را برده، و دختر رسول اللَه را دل شکسته نمودند.

  • اعتراض حضرت فاطمه سلام اللَه علیها به سکوت امیرالمؤمنین و پاسخ آن حضرت

  •  پس از آنکه فاطمه برای اثبات حقّ خود به مسجد رفت، و با ابوبکر به محاجّه پرداخت ابن شهرآشوب می‌گوید: چون فاطمه از مسجد به منزل مراجعت کرد، و حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در منزل انتظار بازگشت او را داشتند، در این حال رو به آن حضرت نموده و گفت: یا بنَ أبیطَالِبٍ! اشتَمَلتَ شَملَةَ الجَنینِ، وَ قَعَدتَ حُجرَةَ الظَّنِینِ، نَقَضتَ قَادِمَةَ الأجدَلِ فَخَاتَک رِیشُ الأعزَلِ.

  • هَذا ابنُ أبی قُحَافَةَ، قَد ابتَزَّنیِ نُحَیلَةَ أبِی، وَ بُلَیغَةَ إبنیِ

  • وَ اللَهِ لَقَد جَدَّ فِی ظُلَامَتیِ، وَ ألَدَّ فیِ خِصَامِی، حَتَّی مَنَعَتنِی القَیلَةُ نَصرَهَا، وَ المُهَاجِرَةُ وَصلَهَا، وَ غضَّتِ الجَمَاعَةُ دوُنیِ طَرفَهَا؛ فَلَا مَانِعَ وَ لَا دَافِعَ.

  • خَرَجتُ وَ اللَهِ کاظِمَةً، وَ عُدتُ رَاغِمَةً.

  • أضرَعتَ خَدَّک یومَ أضَعتَ حَدَّک، افتَرَستَ الذِئَابَ وَ افتَرَسَک الذُّبَابُ، مَا کفَفتَ قَائلًا، وَ لَا أغنَیتَ بَاطِلًا، وَ لَا خِیارَ لِی لَیتَنِی مِتُّ قَبلَ ذُلَّتِی، وَ تَوَفَّیتُ دوُنَ هَینَتِی.