
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
72وَ لَقَد قَرَنَ اللَهُ بِهِ صَلَّی اللَهُ عَلیهِ وَ آلِهِ مِن لَدُن ان کانَ فَطِیماً اعظَمَ مَلَک مِن مَلَائِکتهِ، یسلُک بِهِ طَریقَ المَکارِمِ وَ مَحَاسِنِ أخلَاقِ العَالَمِ لَیلَهُ وَ نَهارَهُ، وَ لَقَد کنتُ اتَّبِعُهُ اتّبَاعَ الفَصِیلِ اثَرَ امِّه، یرفَعُ لِی فِی کلِّ یومٍ مِن اخلَاقِهِ عِلماً وَ یأمُرُنی بِالاقتِداءِ بِهِ.
وَ لَقَد کانَ یجَاوِرُ فِی کلِّ سَنَةٍ بِحَرَاءَ، فَاراهُ وَ لَا یراهُ غَیری، وَ لَم یجتَمِع بَیتٌ وَاحِدٌ یومئذٍ فِی الِاسلَام، غَیرَ رَسولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ وَ آلِه وَ خَدیجَةَ، وَ انَا ثالِثُهُما، اریَ نُورَ الوَحیُ وَ الرِّسَالَةِ وَ اشُمُّ رِیحَ النُّبوَةِ وَ لَقَد سَمِعتُ رِنَّةَ الشَّیطانِ حِینَ نَزَلَ الوَحیُ عَلیهِ صَلَّی اللَهُ عَلیهِ وَ آلِه فَقُلتُ یا رَسُولَ اللَهِ: مَا هِذهِ الرِّنَّةُ؟
فَقالَ: هذَا الشَّیطانُ ایسَ مِن عِبادَتهِ، انَّک تَسمَعُ مَا اسمَعُ وَ تَرَی مَا اری، إلّا أنَّک لَستَ بِنَبیٍّ وَ لکنَّک وَزیرٌ وَ إنَّک لَعَلیَ خَیرٍ1
میفرماید: ای مردم شما موقعیت و منزلت مرا نسبت به رسول خدا میدانید، که تا چه اندازه رحم نزدیک آن حضرت بودهام، و دارای محلّ و منزلتی مخصوص بودهام.
من کودکی صغیر بودم که رسول خدا مرا در دامان خود مینشانید، و به سینه خود میچسبانید، و مرا در فراش خود به آغوش خود میگرفت، بدن خود را به من میسود، و بوی پاکیزه و لطیف خود را بهمن میبویانید، و چه بسا غذا را میجوید و سپس از آن بهمن لقمه میداد، و در تمام این مدّت از من حتّی یک دروغ در گفتارم و یک خطا و گناهی در کردارم نیافت.
و از روزی که آنحضرت را از شیر بازگرفتند، خداوند بزرگترین مَلَکی از فرشتگان خود را با او ملازم نمود، که طریق اخلاق پسندیده و صفات عالیه انسانی و امور محسنه خلقهای عالم را در شب و روز به او بیآموزد.
و امّا من پیوسته مانند بچّه شتری که از هر طرف بهدنبال مادرش میدود، دائماً بهدنبال او حرکت میکردم، و از او پیروی مینمودم، و آنحضرت هر روز برای من از اخلاق حمیده خود نشانهای را ظاهر مینمود، و مرا به پیروی و متابعت از آن اخلاق امر میفرمود.
- «نهج البلاغه » ج ١ ص ٣٩٢
