
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
71پس وای، پس وای، سپس وای بر آن کسانیکه در فردای قیامت با ظلم و ستمی که بهمن روا داشتهاند، خدا را ملاقات کنند.
(عجیب که این دو عالم سنّی مذهب چگونه اوّلًا بهطور یقین این اشعار را از آنحضرت میدانند، و معترف و مقرّ بدوزخی بودن ستمکاران به آن حضرت بنا بهفرموده آنحضرت خواهند بود)
نسبت امیر المؤمنین به پیامبر اکرم
و نقل شده است از جابر بن عبد اللَه انصاری که گفت: شنیدم علی بن أبیطالب در حضور رسول خدا اشعاری انشاء میکرد و حضرت رسول میشنیدند:
أنا اخُو المُصطَفَی لَا شَک فِی نَسَبِی *** بِهِ رُبیتُ وَ سِبطَاهُ هُمَا وُلدِی جَدّی و جَدُّ رَسولِ اللَهِ مُنفَرِدٌ *** وَ فَاطِمُ زَوجَتِی لا قَولَ ذِی فَنَدٍ صَدَّقتُهُ وَ جَمِیعُ النَّاسِ فی بُهَمٍ *** مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الإشَراک وَ النُّکرِ1 من برادر رسول خدا مصطفی هستم، که هیچ شکی در نسب من نیست، در دست آنحضرت تربیت یافتم، و دو سبط آنحضرت دو فرزند من هستند.
جدّ من و جدّ رسول خدا واحد است؛ و فاطمه دختر رسول خدا زوجه من است، و این گفتار گزاف و کلام خالی از شعور و ادراک نیست.
من به پیغمبر ایمان آوردم و تصدیق او را نمودم، در وقتیکه جمیع مردم در ضلالت و شرک و عسرت، متحیر و سرگردان بودند.
قال: فتبسّم رسول اللَه و قال: صَدَقْتَ یا علی.
جابر میگوید رسول خدا تبسّمی نمودند، و فرمودند ای علی! راست گفتی.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه ضمن خطبه قاصعه شرح حالات دوران کودکی خود را در صحبت رسول خدا ذکر میکنند: وَقَد عَلمتُم مَوضِعِی مِن رَسُولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِالقَرابَةِ القَریبَةِ وَ المَنزِلَةِ الخَصیصَةِ وَ ضَعَنِی فِی حِجرِهِ وَ انَا وَلَدٌ وَ یضُمُّنی الی صَدرِهِ، یکنُفُنِی الَی فِراشِهِ وَ یمُسُّنیِ جَسدَهُ، وَ یشُمُّنیِ عُرفَهَ وَ کانَ یمضَغَ الطَّعامَ ثُمَّ یلَقِّمُنیهِ وَ مَا وَجَدَ لِی کذبَةً فِی قَولٍ، وَ لَا خَطلَةً فِی فِعلٍ.
- «مطالب السؤول» ص ١١ و نیز در «ینابیع المودة» ص ٧٥ این اشعار را از موفق بن احمد بسند خود از جابربن عبدالله نقل میکند که گفت سمعت علیاً یقول
