اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

57
  • طفل نظیف و پاکی را که پاکیزه‌تر از او ندیده بودیم متولد شد او را ابوطالب علی نام گذارده و درباره او شعری سرود:

  • سَمَّیتُهُ بِعَلِیٍّ کی یدُومَ لَهُ‌***عِزٌّ العُلُوِّ وَ عِزُّ الفَخرِ ادوَمَهُ
  •  من او را علی نامیدم برای آنکه عزّت بلندی مقام و عزّت فخر بطور مداوم و جاودان برای او باشد.

  •  و در این‌حال پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله آمدند و از کعبه علی و مادرش فاطمه را به‌خانه مادرش بردند.

  •  حضرت سجّاد می‌فرماید: سوگند به‌خدا که من هیچگاه چیز خوبی را نشنیده بودم مگر آنکه این خبر از بهترین و خوبترین آنها بود.1

  •  شیخ سلیمان قندوزی از کتاب «مودّة القربی» از عباس بن عبد المطلب روایت کرده است که، فاطمه بنت اسد میل داشت اسم این فرزند را اسد به‌نام پدر خودش بگذارد، و حضرت ابوطالب بدین اسم راضی نبود و به‌فاطمه گفت: بیا با هم در شب تاریکی از کوه ابوقیس بالا رویم و خداوند آفریننده جهان را بخوانیم، شاید خودش ما را از اسم این فرزند آگاهی دهد.

  •  چون شب فرا رسید هر دو از منزل خارج شده و از کوه ابوقیس بالا رفتند و هر دو خدا را خواندند و ابوطالب این ابیات را انشاء کرد:

  • یا رَبِّ یا ذَا الغَسَقِ الدُّجِیِ‌***وَ الفَلَقِ المُبتَلَجِ المُضِیِ
  • بَین لَنَا عَن امرِک المَقضِیَ***بِمَا نُسَمِّی ذلِک الصَّبِیِ
  •  ای پروردگار من! ای صاحب این شب تار! وای صاحب صبح روشن! از امر خود که در قضای تو گذشته است ما را واقف گردان که نام این پسر را چه بگذاریم؟

  •  در این حال صدای خِش خِشی بالای سر آنها در آسمان پیدا شد، ابوطالب سر خود را بلند کرد، دید لوحی سبز فام است مثل زبرجد، و در او چهار سطر نوشته، با دو دست او را گرفته و او را محکم به‌سینه خود چسبانید در روی آن نوشته بود.

    1. «فصول المهمه» ص ١٢ و «غایة المرام» ص ١٣ از طریق عامه از کتاب «مناقب» ابن مغازلی شافعی نقل کرده است.