
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
56ای پروردگار من، من به تو ایمان آوردهام! و بههر پیغمبری را که فرستادهای! و بهر کتابی که نازل فرمودهای! و تصدیق نمودهام بهفرمایشات ابراهیم خلیل که این خانه را بنا کرده است!
بارالها بهحقّ این خانه، و بهحق بنا کننده این خانه، و بهحق این فرزندی که در شکم دارم و مونس من است، و با من سخن میگوید، و یقین دارم که از آیات عظمت و جلال تواست، اینکه آسان کنی بر من ولادت مرا.
عباس بن عبد المطلّب و یزید بن قعنب که شاهد قضیه بودند میگویند: دیدیم که دیوار خانه (در موضح مستجار) شکافته شد و فاطمه از آن داخل بیت شد، و از دیده نهان گردیده و شکاف خانه بههم آمد، و هر چه ما خواستیم در خانه را بگشائیم و از حال فاطمه اطلّاع حاصل کنیم میسر نشد؛ دانستیم که این یکی از آیات و اسرار خداست.
این قضیه در مکه انتشار پیدا کرد، و زنها با یکدیگر از این خبر گفتگو میکردند تا پس از سه روز همان نقطه از دیوار شکافته شد و فاطمه بنت اسد فرزند خود علی را بر روی دست گرفته بخود میبالید و فخر مینمود، و میگفت: کیست مانند من که چنین پسری در داخل کعبه بزاید.1
و امّا آنچه ابن صباغ مالکی از کتاب مناقب لابی العالی الفقیه المالکی نقل میکند، آناستکه: از حضرت علی بن الحسین نقل است روزی در خدمت پدرم حسین بن علی نشسته بودیم، و جماعتی از زنان در آنجا مجتمع بودند یکی از آنها بهسوی ما روی آورد، من به او گفتم خدا تو را رحمت کند! که هستی؟ گفت من زبدة دختر عجلان از بنی ساعده هستم.
گفتم: آیا مطلبی داری؟ و میخواهی ما را از آن اطلّاع دهی؟
گفت: آری سوگند بهخدا، ام عمارة دختر عبادة بن فضلة بن مالک بن عجلان ساعدی مرا خبر داد که روزی در میان زنان عرب بودیم که ابوطالب با حال اندوه و حزن بهسوی ما آمد، من بهاو؟ گفتم: چرا اینطور پریشانی؟
گفت: چون فاطمه بنت اسد در شدّت درد زاییدن گرفتار است.
پس ابوطالب دست فاطمه را گرفته و بهکعبه آورد و او را در داخل کعبه جای داد و گفت همین جا بهنام خدا بنشین! ناگهان یکمرتبه او را درد سختی گرفت و
- «غایة المرام» ص ١٣ از کتاب «امالی» شیخ طوسی
