
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
35و در ینابیع المودّة از عبد اللَه بن مسعود روایت میکند که رسول خدا فرمود: علیّ منّی مثل رأسی من بدنی.1
و در ینابیع المودّة از ابو هریره روایت کند که او گفت: کانَ رَسول اللَهِ صلَّی اللَهُ علیهِ و آلهِ و سلَّمَ بَعَثَ بَعثَینِ، و بَعَثَ عَلَی أحَدهما عَلیا و علَی الأخَر خالدَ بن الولید،
و قال إذا التَقَیتُم فعلی الناسِ إمامٌ، و إذا افتَرَقتُم فکلٌّ عَلی جُندِه،
فَلَقینا بنی زُبَیدةٍ، فاقتَتَلنا، و ظَفرنا عَلیهم. و سَبَیناهُم، فاصطَفَی عَلیٌّ مِن السبَی واحداً لِنفسِه
فَبَعَثنِی خالد إلی النبیِّ صلّی اللَهُ علیهِ و آلهِ و سلّم، حتَّی اخبرَه بذلک فلمَّا أتیتُ و أخبَرتُهُ فقُلتُ: یا رَسولَ اللَهِ بَلغتُ ما ارسلتُ به؟
فقال: لا تَقَعُوا فی علیٍّ، فإنَّه مِنّی و أنا منه، و هو وَلیی و وصیی من بَعدِی2
رواه الامام احمد فی مسنده.
ابو هریره گوید ـ طبق حدیثی که در ینابیع قندوزی از امام احمد بن حنبل در مسند خود روایت میکند ـ که رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله دو لشگر را برای جنگ حرکت دادند یکی را بهریاست علی، و دیگر را بهریاست خالد بن ولید، و فرمودند هنگامیکه این دو لشگر بههم بپیوندند برای جمیع لشگریان یک امام امامت کند، و چون از هم جدا باشند هر یک از این دو نفر بر لشگر خود امامت بنمایند.
ابو هریره گوید دو لشگر حرکت کرد و در بنی زبیده بههم رسید، و با بنی زبیده نبرد کردیم و غالب و پیروز آمدیم و از آنان اسیرانی گرفتیم؛ علی بن أبیطالب یکی از آن اسرا را برای خود انتخاب نموده و برداشت.
خالد بن ولید مرا بهسوی پیغمبر روانه ساخت تا او را از این قضّیه مطلّع نمایم که علی بن أبیطالب بدون مجوّز برای خود اسیری انتخاب نموده و برداشته است.
من بهخدمت رسول خدا روانه شدم؛ چون بهمحضرش رسیده و او را از این قضّیه
- «ینابیع المودة» ص ٢٣٥
- همان
