
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
267رَحِم خود دارد مسلّط گردی، و آن بیگناه را بهواسطه حدّ زدن بر مادرش بکشی؟ و شاید تو با شدّت او را دور راندهای و او را ترسانیدهای که حقیقت را در واقع پنهان داشته، و از اعتراف به زنا خودداری ننموده است.
عمر گفت آری چنین بوده است.
حضرت فرمود: آیا نشنیدهای که رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله فرمود: هر کسیکه اقرار و اعترافش بهگناه از روی شکنجه و ترس باشد بر او حدّ جاری نمیشود؟
هر کس را که برای اقرار و اعتراف بهگناه در زنجیر و غلّ بکشند، یا او را زندان کنند یا او را تهدید نمایند، اقرار او نافذ نیست.
علی چون این کلمات را فرمود، آن زن را رها کرد، و عمر چون این کلمات را شنید گفت: زنان عاجزند از آنکه بتوانند مانند علی بن أبیطالب فرزندی بزایند؛ اگر علی نبود هر آینه عمر هلاک میشد.
و نیز از طریق خاصّه از محمّد بن یعقوب با سند متّصل خود از حضرت صادق روایت نموده است، که در زمان خلافت ابوبکر مردی شراب نوشیده بود، او را به نزد ابوبکر آوردند.
ابوبکر پرسید آیا تو خمر نوشیدهای؟
گفت آری.
ابوبکر گفت: خمر نوشیدن حرام است.
مرد گفت: من اسلام اختیار کردهام و اسلام من قوی است لکن منزلگاه من در جائیاست که همه مردم خمر مینوشند، و آن را حلال میشمرند؛ من اگر میدانستم که نوشیدن خمر حرام است، البتّه اجتناب مینمودم.
ابوبکر روی به عمر نمود و گفت: رأی تو درباره این مرد چیست؟
عمر گفت: مشکله ایاست که راه حلّ آن جز در نزد ابو الحسن پیدا نشود؛ علی را بخوانید و سپس عمر گفت: حُکم و قضاءِ واقعْ در خانه علیّ قرار دارد.
حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: ابوبکر و عمر برخاستند، و آن مرد را با خود آوردند، و جماعتی که در محضر بودند همگی به نزد أمیرالمؤمنین علیه السّلام آمدند، ابوبکر داستان را معروض داشت، و آن مرد نیز قصّه خود را بازگو کرد.
حضرت فرمودند، بفرستید با او کسی را در مجالس مهاجرین و انصار تا تفحّص کند که آیا تا به حال از آنان کسی آیه حرمت خمر را بر آن مرد خوانده
