
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
266و نیز از موفّق بن احمد، با سلسله سند متّصل خود روایت کرده است، از زید بن علی از پدرش، از جدّش، از علیّ بن أبیطالب علیه السّلام که فرمود: در زمان حکومت عمر، زن آبستنی را به نزد او آوردند که اعتراف بر زنای خود نماید زن اعتراف بفجور نمود، و عمر امر کرد تا او را ببرند و رَجم کنند، زن در راه با علیّ بن أبیطالب برخورد کرد.
حضرت فرمود: این زن چه کرده است که او را برای حدّ میبرند؟ گفتند: زنا کرده است، و عمر امر کرده است که باید او را سنگسار کرد أمیر المؤمنین زن را نزد عمر برگردانده و فرمودند: آیا تو امر کردی که او را سنگسار کنند؟
عمر گفت: آری چون خود زن اعتراف به گناه خود نموده است
فقال علی: هَذا سُلطانُک عَلَیها فَما سُلْطانُک عَلَی الَّذی فی بَطْنِها، وَ لَعَلَّک انْتَهَرْتَها وَ اخَفْتَها فقال عُمَرُ: قد کانِ ذاک.
قال: اوَ ما سَمِعْتَ رَسولَ اللَه صلّی اللَه علیه و آله یقول: لا حَدَّ عَلی مُعتَرِفٍ بَعْدَ بَلاء انَّهُ مَنْ قیدَتْ اوْ حُبِسَتْ اوْ تُهُدِّرَتْ فَلا اقْرارَ لَهْ، فَخَلّا سَبیلها ثمّ قال عمر: عَجَزَتِ النَّساءُ انْ تَلِدَ مِثْلَ عَلیِ بن أبی طالبٍ رضی اللَه عنه لَو لا عَلیٌّ لَهَلَک عُمَرُ1
أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: ای عمر! اعتراف او بر گناه موجب شد که تو بتوانی بر خود او حد جاری کنی، پس چه چیز موجب شده است که بر طفلی که در
- «غایة المرام» ص ٥٣١ حدیث ٧ از باب ٤١ و در ص ٢٧ کتاب «مقام الامام أمیر المؤمنین عند الخلفاء» مرحوم شریف عسگری گوید: بنا به نقل تذکره «خواص الائمة» ص ٨٧ طبع ایران، عُمَر در قضیه زنی که شش ماهه زائیده بود و حکم برجم او نموده بود و أمیر المؤمنین مانع شدند و سببش را بیان کردند گفت، اللَهم لا تبقنی لمعضلة لیس لها ابن أبی طالب، و در «کنز العمال» ج ٣ ص ٥٣ مولی علی متقی نظیر آن را در مفاد روایت کرده است که: اللَهم لا تنزل بیشدة الا و ابو الحسن الی جنبی، و در «ذخائر العقبی» ص ٨٢ گوید: اللَهم لا تنزلن بیشدیدة الا و ابو الحسن الی جنبی و نیز از یحیی بن عقیل روایت کرده است، که عمر در قضایای مشکلی که به علی بن أبی طالب مراجعه مینموده و آن حضرت حل میکرد میگفت: لا ابقانی اللَه بعدک یا علی، و از ابو سعید خدری روایت است که گفت: شنیدم عمر به علی پس از سؤالی که کرده بود و جواب شنیده بود میگفت: اعوذ باللَه ان أعیش فی یوم لست فیه یا ابا الحسن.
