
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
265بازوی علی علیه السّلام را گرفت، و گفت: هذا امیرُ الْبَرَرَةِ، وَ قاتِلُ الْکفَرَةِ، مَنصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ، مَخْذولٌ مَنْ خَذَلَهُ، ثُمَّ مدَّ بِها صَوْتَهَ، فَقالَ: انَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بابُها، فَمَنْ ارادَ الْعِلمَ فَلْیأْتِ الْبابَ1
رسول خدا که بازوی علی را گرفته بود فرمود: این است امیر نیکوکاران، و کشنده کافران، یاری شده است کسیکه او را یاری کند، ذلیل و پست است کسیکه او را ذلیل کند، و پس از آن رسول خدا صدای خود را به این کلمات بلند فرمود، و سپس گفت: من شهر علمم و علی درِ آناست، بنابراین هر کس که طالب علم باشد باید به نزد او بیاید.
و امّا از روایاتی که دلالت دارد بر گفتار سَلونی قَبْلَ انْ تَفْقِدُونی، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گفته است، که تمام طبقات و اصناف مردم اجماع نمودهاند بر آنکه احدی از صحابه رسول خدا، و احدی از علماء نگفته است: سَلونی قَبْلَ انْ تَفْقِدونی غیر از علی بن أبیطالب علیه السّلام2
و امّا از روایاتیکه دلالت دارد بر آنکه أمیرالمؤمنین علیه السّلام از تمام افراد امّت حکمش بهتر و صحیحتر بود.
در «غایة المرام» از موفّق بن احمد که اعیان علماء عامّه است روایت کرده است، از ابو سعید خدری که قال: قال: رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله انَّ اقْضی امَّتِی عَلیُّ بْنُ أبی طالب، رسول خدا فرمود، بهترین حُکم کنندگان در امّت من علی بن أبیطالب است3
اعتراف عمر به أعلمیت امیرالمؤمنین
و امّا از روایاتیکه دلالت دارد بر آنکه ابوبکر و عمر و عثمان در حکم و علم به أمیرالمؤمنین علیه السّلام رجوع میکردند، در «غایة المرام» از مسند احمد حنبل با سلسله اسناد خود روایت کند، از یحیی بن سعید بن مسیب قال: کانَ عُمَرُ یتَعَوذُ بِاللَهِ مِنْ مُعْضَلَةٍ لَیسَ لَها ابو الْحَسَن4
عمر در هر مشکلهای پیش میآمد، و أمیرالمؤمنین علیه السّلام برای حلّ آن حاضر نبودند به خدا پناه میبرد.
- «غایة المرام» ص ١٢٠ حدیث ١
- «غایة المرام» ص ٥٢٤ حدیث ٧
- «غایة المرام» ص ٥٢٨ حدیث اول از باب ٣٩
- «غایة المرام» ص ٥٣٠ حدیث اول از باب ٤١
