
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
259حضرت ابراهیم است ذکر شد: که وظیفه امام، هدایت افراد بشر است از باطن و ملکوت اعمالشان به سوی خداوند عزّوجلّ، که آنان را ارشاد فرموده، و در درجات قرب، و در دَرَکات بُعد، هر کدام به حسب منزله خود قرار داده و در آنجا مقیم خواهد ساخت و هر کدام را در آنچه عملش و کردارش اقتضا کند سکنی خواهد داد، و به سوی آن منزل جذب خواهد نمود.
پس هدایت حضرت باری تعالی شانه ذاتیه، و هدایت امام بالتبّع و بالْعَرَض خواهد بود.
و اگر مرجع ضمیر «برائت» باشد معنایش این میشود که این حقیقت توحید را که همان ولایت است، در ذریه ابراهیم قرار دادیم به امید آنکه به حقّ و توحید رجوع کنند، پس اوّلًا استفاده میشود که این حقیقت الی الأبد در ذریه ابراهیم ثابت و باقی خواهد بود، و بهطور اجمال ذریه او دارای چنین منصب و مقامی هستند؛ و هیچگاه و در هیچ زمان امامت از ذریه او فی الجمله رخت برنخواهد بست.
و ثانیاً این کلمه توحید و ولایت در خصوص ذریهای است که دعوت به حقّ میکنند، و بقیه از ذریه دعوت به حقّ میشوند؛ پس ضمیر «فی عَقِبِهِ» راجع به ذریه است به اعتبار رهبری و پیشوائی، و ضمیر در یرْجِعُونَ راجع به ذریه است به اعتبار رهنمون شدن و راه یافتن؛ و بنابراین هر دسته از ذریه، دارای سیری خاصّ و حرکتی مخصوص به خود هستند: یک دسته امامت و دسته دیگر ایتمام و مأمومیت.
در این بیان اوّلًا استجابت دعای ابراهیم که عرض میکند ﴿رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ﴾1 ظاهر میگردد، و ثانیاً سِرّ قول خدای عزّوجلّ. که: ﴿لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾2 بعد از سؤال ابراهیم ﴿وَمِن ذُرِّيَّتِي﴾، که آن دستهای به امامت میرسند که هیچگاه ظالم به نفس، یا ظالم به غیر نبودهاند، روشن میشود.
و ثالثاً معنای یک سلسله، از روایات را که در تفسیر این آیه مبارکه وارد شده است، و آنها کلمه باقیه را به امامت تفسیر کردهاند و در بعضی از باب انطباق، بالاخصّ در ذریه حضرت حسین بن علی سید الشّهداء علیه السّلام تصریحاتی دارند، و در مجمع البیان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است که: مقصود از کلمه باقیه امامت است تا روز رستاخیز و قیامت؛ مبرهن مینماید.
- سوره البقرة: ٢ ـ صدر آیه ١٢٨
- سوره البقرة: ٢ ـ ذیل آیه ١٢٤
