
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
257بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
و صلّی اللَه علی محمّد و آله الطاهرین
و لعنة اللَه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
و لا حول و لا قوّة الا باللَه العلیّ العظیم
قال اللَه الحکیم فی کتابه الکریم:
﴿وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴾1
یاد بیاور آن زمانی را که حضرت ابراهیم به پدرش و خویشاوندانش گفت: به درستی که حقّاً من از آنچه که شما جز خدائی که مرا آفریده است میپرستید، بیزاری میجویم، و برائت خود را اعلام میدارم،
آن خدائی که مرا آفریده است، مرا به سوی حقّ و کمال خود راهنمائی خواهد نمود؛ و ما این را یک اصل ثابت و کلمه باقیه در اعقاب و ذریه ابراهیم قرار دادیم، به امید آنکه به مقام توحید و یکتاپرستی رجوع کنند.
بقاء منصب امامت در ذریه حضرت ابراهیم تا روز قیامت
از این آیه مبارکه استفاده منصب امامت، و پیشوائی و رهبری مردم در ذریه و نسل حضرت ابراهیم علیه السّلام نسلًا بعد نسل تا روز قیامت میتوان نمود.
توضیح آنکه لفظ ﴿بَراءٌ﴾ مصدر است از فعل بَرَیئ یبْرَءُ، که صفتش بَرِئ آید. و ﴿إِنَّنِي بَراءٌ﴾ یا بر تقدیر محذوفست: اننّی ذو بَرآءٍ یا بر سبیل تأکید و مبالغه است مثل زیدٌ عدل، و ضمیر فاعل در ﴿جَعَلَها﴾ به سوی اللَه است سبحانه و تعالی، و ضمیر مفعول
- سوره الزّخرف: ٤٣ ـ آیه ٢٦ ـ ٢٨
