اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

252
  • وزیر و وارث اسرار نبّوت هستم.

  •  این‌است مقام امام، نه آنکه در موقع مرگ حسرت بخورد و بگوید: ای وای، کاش سه کار را که کردم نمی‌کردم.

  • تأسف ابوبکر هنگام مرگ بر نه چیز

  •  مسعودی گوید: وَ لَمّا احْتَضَرَ ابوبکرٍ قالَ: ما آسی عَلی شَیئیٍ الّا عَلی ثَلاثٍ فَعَلِتُها، وَ وَدَدْتُ انّی تَرَکتُها، وَ ثَلاثٍ تَرَکتُها وَ وَدَدْتُ انّی فَعَلْتُها، وَ ثَلاثٍ وَدَدْتُ انّی سَالْتُ رَسولَ اللَهِ صلی اللَه علیه و آله عَنْها، فَاِّما الثَّلاثُ التَّی فَعَلْتُها وَ ودَدْتُ انّی تَرَکتُها، فَوَدَدْتُ انّی لَمْ أَکنْ فَتَّشْتُ بَیتَ فاطِمَةَ، وَ ذَکرَ فی ذلّک کلاماً کثیرا.1

  •  چون زمان وفات ابوبکر رسید و به حال احتضار درآمد، گفت: من بر چیزی تأسف نمی‌خورم، مگر بر سه چیز که به جای آوردم، و دوست داشتم که آنها را به جای نمی‌آوردم، و بر سه چیز که به جای نیاوردم، و دوست داشتم که آنها را به جای می‌آوردم. و از سه چیز که دوست داشتم از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله سؤال کنم و سؤال نکردم. اما آن سه چیزی‌که به جای آوردم، و دوست داشتم که آنها را به جای نمی‌آوردم، یکی آن بود که دوست داشتم که از خانه فاطمه تفتیش و تفحص به عمل نمی‌آوردم، و در این باره سخنان بسیاری گفت.

  •  این روایت را علاوه بر مسعودی، طبری در تاریخ خود، و ابن قتیبه در «الامامة و السیاسة» و ابن عبد ربه در «عقد الفرید» آورده است2

  •  و علامّه امینی در الغدیر علاوه بر این مصادر از ابو عبید در کتاب الاموال ص ١٣١ نیز آورده است و فرموده است: سندهای این حدیث صحیح و راویان آن همه از موثّقین هستند و چهار نفر از آنها از راویان صحاح ششگانه معروف عامّه می‌باشند.3

  •  و یکی از چیزهائی که أبوبکر بر آن تأسّف می‌خورد، کشتن فجأه سلمی است به‌وسیله آتش زدن او. و توضیح آن، همان‌طور که در «الکامل فی التّاریخ» ابن أثیر جَزَری آمده است آنکه: أیاس بن عبد یالیل سلمی به نزد أبوبکر آمد و گفت: به من أسلحه جنگ بده تا من با مرتدّین از دین جنگ کنم! أبوبکر به او اسلحه داد و مأموریتی برای او مقرّر کرد. او مخالفت أمر أبوبکر را نمود و با مسلمانان جنگ کرد. أبوبکر طریفة بن حاجز را فرستاد تا او را دستگیر کرده و أسیر نموده و به نزد أبوبکر فرستاد. أبوبکر دستور داد دست و پای او را همچون طفل در قنداق بهم بستند و در مصلّای مدینه آتشی برافروختند و او را زنده و دست و پا بسته در آتش افکندند. أبوبکر در وقت مرگ خود می‌گفت: ای کاش در وقتی که او را نزد من آوردند، من او را آتش نمی‌زدم؛ بلکه یا با آهن او را می‌کشتم و یا او را آزاد می‌کردم.

  •  بعضی از معاصرین از عامّه مانند فرید وجدی در دائرة المعارف و احمد

    1. «مروج الذهب» ج ٢ ص ٣٠٨ و «تاریخ طبری» ج ٢ ص ٦١٩ به این لفظ آورده است: فوددت انی لم اکشف بیت فاطمه عن شیئی و ان کانوا قد غلقوه علی الحرب الخ
    2. «الامامه و السیاسة» ج ١ ص ١٨ و عقد الفرید ج ٢ ص ٢٥٤
    3. «الغدیر» ج ٧ ص ١٧٠ و ١٧١