
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
249محمّد را بر جهانیان برگزید، و او را از آفات مصون داشت و لکن من تابع شریعت هستم، نه آنکه از پیش از خود چیزی آورده باشم، اگر در این وظیفه ریاست و خلافت مسلمین درست رفتار کردم، از من پیروی کنید! و اگر منحرف شدم مرا راست کنید!
تا آنکه گوید: و به تحقیق که برای من شیطانی است که مرا فرو میگیرد، هر وقت که آن شیطان به سراغ من آمد شما از من اجتناب کنید.1
درست در این فقرات ملاحظه شود که چقدر با تَرس و جُبن سخن میگوید:
پنج ایراد بر خطبه ابوبکر
ایراد اوّل:
اوّلًا میگوید: من بهترین شما نیستم، باید به او گفت بنابراین چرا خلافت را متصّدی گشتی، و این امر را به بهترین مردم، وجود مقدّس مولی الموالی با آنهمه نصوص صریحه از صاحب شریعت بر افضلیت او نسپردی؟ و چرا خواستی امام افضل و اعلم از خود گردی؟ چگونه راضی شدی که أمیر المؤمنین ناموس اکبر الهی و گنجینه اسرار و معارف حقّ، و نفس رسول خدا را به پیروی از خود بخوانی؟ چگونه خواستی از او بیعت بگیری و او را در مقابل امر و نهی خودت تسلیم بلاقید و شرط بنمائی؟ و با چه معارف و فضائل اخلاقی خواستی مؤمنین را ایصال به مطلوب کنی؟ بر کدام ملکوت سیطره داشتی؟
ایراد دوّم:
ثانیاً میگوئی اگر از من نیکی سر زد از من پیروی کنید! و اگر بدی سر زد مرا راست کنید! بنابراین تو که میزان صحّت و بطلان عمل خود را به دست ما سپردی! و ما را در جرح و تعدیل آن مخیر ساختی! ما امام تو هستیم، نه تو امام ما!
از این گذشته ما خوبی و بدی را از کجا تشخیص دهیم؟ اگر از پیش خود تمیز دهیم دیگر محتاج به خلیفه نیستیم، و اگر امام به حقّ باید به ما بفهماند، در اینصورت ما همه تابع آن امام باید باشیم، و خود تو نیز باید تسلیم اوامر او گردی.
ایراد سوّم:
ثالثاً میگوئی: ممکن است تکالیفی بر من کنید که من طاقت آنرا نداشته باشم، و پیغمبر طاقت آنرا داشته است.
درست است، حتماً نظیر این تکالیف پیش خواهد
- و نیز از «الامامه و السیاسة» نظیر این خطبه را قدری مشروحتر بیان کرده و ما در جلد دوم از همین کتاب آوردهایم و نیز قاضی عبدالجبّار در «مغنی» و ابن تیمیه در «منهاج السّنّة» و محبّ الدّین طبری در «الریاض النضرة» و سیوطی در «تاریخ الخلفاء» و ابن حجر در «الصّواعق المحرقة» و ابن أبی الحدید در «شرح نهج البلاغة» آوردهاند.
