اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

245
  •  و چون به سدرة المنتهی رسیدم، بر آن دیدم این کلمات را: نیست معبودی مگر من، به تنهائی، محمّد است برگزیده از میان آفریده‌های من، من او را تأیید کردم به علیّ وزیر او، او را به علی یاری نمودم.

  •  و چون به عرش خداوند ربّ العالمین رسیدم دیدم: بر پایه‌های آن نوشته بود، من خدای هستم، هیچ معبودی نیست جز من، محمّد است حبیب من، از میان بندگان من او را تأیید کردم به علی وزیر او، و او را به علی یاری نمودم،

  •  و چون به بهشت رسیدم دیدم بر در بهشت نوشته بود: نیست معبودی مگر من، محمّد است حبیب من، از میان مخلوقات من، او را تایید کردم به علیّ وزیر او، و او را به علی نصرت دادم.

  • بیانات جبرئیل بصورت دحیه راجع به ولایت امیرالمومنین

  •  و خوارزمی ابو المؤید1 موفّق بن احمد با اسناد متّصل خود از اعمش از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت می‌کند: که رسول خدا در خانه خود بودند، صبح زود قبل از آنکه کسی خدمت آن حضرت برسد، علی بن أبی‌طالب به خانه حضرت رفت، و داخل خانه شد، و دید که حضرت رسول اللَه در صحن خانه خوابیده و سر خود را در دامان دحیة بن خلیفه کلبی گذارده است (دحیه کلبی مردی بود در مدینه بسیار زیبا و خوش منظر، غالباً که جبرائیل امین بر حضرت به صورت ظاهر می‌شد به صورت دحیه کلبی بر اصحاب آن حضرت نمودار می‌شد) أمیرالمؤمنین گفت: سلام بر تو ای دحیه! حال رسول خدا چطور است؟ دحیه گفت: ای برادر رسول خدا به خیر است.

  •  حضرت أمیرالمؤمنین او را دعا نموده و گفتند:

  • جَزاک اللَهُ عَنّا خَیراً اهْلَ الْبَیتِ ای دحیه به پاس این خدمتی که می‌کنی خداوند تو را از ما اهل البیت جزای خیری بدهد.

  •  دحیه عرض کرد: من خیلی تو را دوست دارم و برای تو در نزد من مدح و تمجیدی است که می‌خواهم به حضورت تقدیم دارم:

  •  انْتَ امیرُالْمُؤمِنینَ، وَ قائدُ الْغُرِّ الْمَحَجَّلَین، وَ انْتَ سَید وُلْدِ آدَمَ یوْمَ الْقیمِة، ما خَلا النَّبیین وَ الْمُرْسَلِینَ، لِواء الْحَمْدِ بِیدِک یوْمَ الْقَیمِة، تَزِفٌّ انْتَ وَ

    1. «غایة المرام» ص ١٦