
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
232یکی از آن دو گفت: سبحان اللَه ما نزد تو آمدیم، و تو أمیرالمؤمنین و بزرگ آنها هستی! چگونه با ما آمدی تا در مقابل این مرد ایستادی! و از او سؤال کردی! و به اشاره او با دو انگشت خود اکتفا نمودی؟
عمر به آندو گفت: آیا میدانید این مرد کیست؟
گفتند: نه گفت: این علی بن أبیطالب است اشْهِدُ عَلی رَسولِ اللَه صلّی اللَه علیه و آله لَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یقولُ: انَّ السَّماواتِ السَّبْعَ، وَ اْلَارَضینَ السَّبْع، لَوْ وُضِعا فِی کفَّةٍ، ثُمَّ وُضِعَ ایمانُ عَلِیّ فی کفَّةٍ لَرُجِّحَ ایمانُ عَلِیّ بْنِ ابیطالِب1
عمر به آندو گفت: شهادت میدهم بر رسول خدا که از او شنیدم که درباره علی میفرمود: اگر آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفت طبقه را در کفه ترازوئی بگذارند، و سپس ایمان علی را در کفه دیگر بگذارند، هر آینه ایمان علی بن أبیطالب سنگینتر خواهد بود.
سپس علّامه امینی گوید در حدیثی که زمخشری روایت کرده میگوید: آندو نفر بهعمر گفتند: تو خلیفه مسلمین هستی و آمدهایم از تو سؤال کنیم! تو ما را پیش مرد دگری بردی، و از او سؤال نمودی، یکی از آندو گفت: سوگند بهخدا که ای عمر من دیگر با تو سخن نخواهم گفت:
عمر گفت: وای بر تو! میدانی این مرد که بود؟ او علی بن أبیطالب است الخ.
و این روایت را دارقطنی و ابن عساکر از حافظین نقل نمودهاند، و نیز گنجی در کفایه ص ١٢٩ روایت نموده و گفته است که هذا حَسَنٌ ثابت، این روایت، روایت خوب و قبول آن نزد علماء ثابت شده است.
و نیز از طریق رواة زمخشری، خوارزمی امام الحرمین در مناقب ص ٧٨ و سید علی همدانی شافعی در مودة القربی روایت کردهاند، و حدیث2 میزان و ترازو را از عمر، محّب الدّین طبری در کتاب ریاض النضره ج ١ ص ٢٤٤ و صفوری در نزهة المجالس ج ٢ ص ٢٤٠ آوردهاند.
- «الغدیر» ج ٢ ص ٢٩٩
- یعنی فقط ذیل حدیث فوق را که جمله: لو ان السوات السبع الخ بوده باشد
