
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
230پیوسته است1
علت مخالفت معاندین با خلافت امیر المؤمنین
باری اگر کسی بگوید: چهطور با وجود این نصوصی که از حضرت رسول اللَه رسیده، و بسیاری از آنرا خود خلفای ثلاثه، و عائشه روایت کردهاند، و مقامات و درجات مولای متقّیان را اعتراف نمودهاند، آنها خلافت را از آن حضرت گردانیدند، و خود بهمقام خلافت در جای أمیرالمؤمنین نشستند، و بر منبر پیغمبر بالا رفتند؟
جواب هماناست که خود رسول اللَه فرموده است، و سنّیها نیز روایت کردهاند: حُبُّک الشَّیئَی یعْمِی و یصِمُ2
کسی که بهچیزی محبّت داشته باشد، و این محبّت از روی احساسات باشد، و هوای نفس و قوای دنیه در پیدایش او مؤثّر باشد، آنکس را نسبت بهغیر آن منظور و محبوبی که دارد، کور و کر میکند؛ یعنی غیر از آن هدف، چیزی نمیبیند، و سخنی غیر از آن نمیشنود.
بر ارباب ملل و نحل پوشیده نیست، و بر مطّلعین بر سیر و تاریخ مکشوف است، که غصب مقام خلافت از خاندان رسول هیچ داعی، جز محبّت حکومت و سَروری بر مسلمین، و طلوع حسّ شخصیت طلبی نداشته است؛ و لذا تمام این احادیث و نصوص، با وجود آن غریزه مهلکه، کاری نمیکند؛ و در وقت اراده رسیدن بهمنظور و هدف، تمام آنها را چون خس و خاشاک بهطوفان بلا میدهد، و با مواجه شدن با مقصود از ستیزه نمودن با خاندان رسول خدا، و آتش زدن درِ خانه بضعه رسول خدا، و بیرون کشیدن مقام ولایت را بهمسجد، دریغ نکرده، و با شمشیر برهنه ادّعای تسلیم شدن، و بیعت نمودن، و گردن نهادن در برابر این تعدّیات را تحمیل میکند.
و این یک مسئله ایاست که باید روی او دقّت نمود؛ مقام علم و ادراک به حقایق جداست، و مرحله خضوع نفس و انقیاد او نسبت بهحق جداست.
بسیاری از کسانیکه در چاه طبیعت و هوی گرفتارند، نه بهعلت جهل آنان
- «غایة المرام» ص ٥٤١ در کتاب «علی و الوصیة» از ص ٦١ الی ص ٦٥ احادیثی را با اسناد مختلفه راجع بمعیت أمیرالمؤمنین با حق و با قرآن آورده است
- این حدیث را مسعودی در «مروج الذهب» ج ٢ ص ٣٠٢ روایت کرده است
