
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
229حُلولِ آجالِکمْ، وَ تَمَسَّکوا بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی مِنْ عِتَرةِ نَبِیکم، فَانّی سَمِعْتُهُ یقولُ: مَنْ تَمَسَّک بِعِتْرَتی مِنْ بَعْدی کانَ مِنَ الْفائزین.
سپس گفت: ای بندگان خدا تقوی پیشه سازید، مانند تقوای کسی که جایگاه خود را درست مینماید، و محلّ آرامش و سکونت خود را آزمایش میکند، و خود را در خوف و خشیت نگاه میدارد، و با رفق و مدارا بهسرعت ناقه خود را میدوشد، و بار خود را میبندد، و در طلب سعادت رغبت دارد، و از خوفگاه میگریزد، پس قبل از آنکه اجلهای شما فرا رسد، برای سفر آخرت خود عمل کنید، و بهدستاویز محکم از عترت پیغمبر خود متمسّک گردید.
حقاً من از پیغمبر خدا شنیدم که میفرمود: کسی که تمسّک جوید بهعترت من بعد از من از رستگاران خواهد بود؛ ثم بکی بکائا شدیداً سپس ابن عباس گریه فراوانی نمود: جمعیتی که بودند از او سؤال کردند چگونه گریه میکنی، در حالی که منزلت و مقام تو نزد رسول خدا است؟
ابن عباس گفت: ای عطا به دو چیز میگریم: لهول المطلع و فراق الاحبة یکی برای خوف و خشیت از طلوع مقام جلال و عظمت خدا، و دیگری از مفارقت احبّه و دوستان.
سپس آن جماعت از نزد او برخاستند و متفرّق شدند.
در این حال گفت: ای عطا دست مرا بگیر، و مرا در صحن خانه ببر! من و سعید او را بلند کردیم، و بهسوی حیاط منزل حرکت دادیم چون در صحن آمد دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: اللَهُمَّ انّی اتَقَرَّبُ الَیک بِمُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ، اللَهُمَّ انّی اتَقَّرَبُ الَیک بِمُوالاةِ الشَّیخِ عَلِیِّ بْن ابیطالِبٍ، فَما زَالَ یکرِّرُها حَتّی وَقَعَ عَلَی اْلَارْضِ، فَصَبْرنا عَلَیه ساعَةً ثُمَّ أقَمْناهُ فَاذا هُوَ مَیتٌ رَحْمَةٌ اللَهِ عَلَیه.
گفت بار پروردگارا! من بهسوی تو بمحمّد و آل محمّد تقرّب میجویم، بار پروردگارا! من بهسوی تو بشیخ علی بن أبیطالب تقرّب میجویم! و دائما این جملات را تکرار میکرد، تا بروی زمین افتاد؛ ما ساعتی درنگ نموده و او را بهحال خود گذاشتیم، و سپس او را از زمین بلند نمودیم دیدیم که رحلت نموده و بهرحمت خدا
