
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
225نارٍ قالَ: قلُّتُ: حَسْبُک
علقمه و اسود میگویند: ما از ابو ایوب انصاری شنیدیم که میگفت: شنیدم که رسول اللَه به عمّار بن یاسر میگفت: ای عمّار؟ تو را جماعت ستمگر خواهند کشت، و تو با حقّ هستی و حقّ با توست، ای عمّار! زمانی که دیدی علی را که از یک طریق سیر میکند! و غیر علی از وادی دیگر، تو با علی باش و در طریق او گام بردار و تمام مردم را رها کن، علی تو را بههلاکت و ضلالت نمیافکند، و از هدایت خارج نمیکند.
ای عمّار! کسیکه شمشیری حمایل خود کند و بدان بخواهد علی را بر علیه دشمنانش نصرت کند خداوند آن شمشیر را در روز بازپسین به صورت گردنبندی از دُرّ به گردن او در آویزد و کسی که شمشیری حمایل کند و بخواهد با آن دشمن علی را یاری کند، خداوند در روز قیامت آن شمشیر را بصورت گردنبندی از آتش بهگردن او آویزان کند، عمّار میگوید: بهحضرت رسول اکرم عرض کردم: کافیاست من مطلب را آنطور که باید دریافتم.
ملاقات علقمه و اسود نزد ابو ایوب انصاری و مذاکره راجع بهخلافت علی علیه السّلام
١١ ـ موفق بن احمد خوارزمی با اسناد متّصل خود از اعمش، از ابراهیم از علقمه و اسود روایت کند، قالا: ایتْنَا ابا ایوبِ الْانَصْاری، وَ قلُنْا لَهُ یا ابا ایوب! انَّ اللَهَ تبارَک و تَعالی اکرَمَ نَبیهُ صلی اللَه علیه و آله وَ صَفا لَک مِنَ فَضْلِهِ مِنَ اللَهَ فَضَّلَک بِها! اخْبِرنا بِمَخْرَجِک مَعَ عَلِیٍّ علیه السلام تُقاتِلَ اهْلَ لا الَه الّا اللَه؟
(فقال ابو ایوب) اقْسِمُ لَکما بِاللَه، لَقَد کانَ رَسولُ اللَهِ صلی اللَه علیه و آله فی هَذَا الْبَیتِ الَّذی انْتُما فیهِ مَعَی، وَ ما فِی الْبَیتِ غَیرُ رَسولِ اللَهِ صلی اللَه علیه و آله وَ عَلِیٌّ جالِسٌ عَنْ یمینِهِ وَ انَا جالِسٌ عَنْ یسارِهِ، وَ انَسٌ قائمٌ بَینَ یدَیهِ، اذْ حَرَّک الْبابَ، فقال رسولُ اللَهِ صلی اللَه علیه و آله افْتَحْ لِعَمّارِ الطَّیبِ الْمُطَیبِ.
فَفَتَحَ النَّاسُ1 الْبابَ وَ دَخَلَ عَمّارُ، فَسَلَّمَ عَلی رَسولِ اللَه فَرَحَّبَ بِهِ،
ثُمّ قالَ لِعَمَّارٍ: انَّهُ سَیکونُ فی امَّتی بَعْدی هُناة، حَتّی یخْتَلِفَ السّیفُ
- ظاهرا باید «انس» باشد.
