اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

220
  •  چون معلوم است که سؤال کننده به‌طریق استفهام همیشه باید یکطرف جمله را نفی قرار دهد، مثل آنکه می‌گوید: زید را دیدی یا ندیدی؟ حسن درس خواند یا درس نخواند؟ و امّا اگر مثلًا سؤال شود حسن درس می‌خوانَد یا مغرور به‌خود است، حتماً برای آنکه این معادله استفهامیه صحیح باشد، باید گفت کسی که مغرور به‌خود باشد درس نمی‌خواند بنابراین در جمله «مغرور به‌خود است»، یک جمله منطوی و مختفی است و آن اینکه: «درس نمی‌خواند»،

  •  و همچنین از این طرف «مغرور به‌خود است» عِدْلش «مغرور به‌خود نیست» خواهد بود و چون در جمله استفهامیه فوق به‌جای مغرور به‌خود نیست، جمله «درس می‌خواند» قرار گرفته است، لذا باید گفت در این جمله، «جمله مغرور به‌خود نیست» منطوی است، و حاصل چنین می‌شود حسن مغرور به‌خود نیست و درس می‌خواند یا مغرور به‌خود است و درس نمی‌خواند.

  • در استفهام باید طرفین جمله، نفی و اثبات باشند

  •     درس می‌خواند                  حسن                 یامغرور بخود است

  •  مغرور بخود نیست                  ‌یا                       درس نمی‌خواند

  •  در آیه مبارکه نیز طرفین جمله استفهامیه نفی و اثبات نیست، تا احتیاج به‌جمله منطوی و مختفی دیگر نباشد (چون یهدّی در اصل یهتدی بوده و قاعده در باب افتعال جواز ادغام تاء افتعال است در عین الفعل، بعد از آنکه او را قلب بعین الفعل نمایند) و حاصل معنی چنین می‌شود آیا کسی که هدایت به‌حقّ می‌کند سزاوارتر به پیروی است یا کسی‌که خودش هدایت نیافته است مگر به‌هدایت غیر.

  •  چون جمله «هدایت به‌حقّ می‌کند» عِدْلش «هدایت به‌حقّ نمی‌کند» خواهد بود، بنابراین استفاده می‌شود که کسی‌که هدایت نیافته است مگر بهدایت غیر، هدایت به‌حقّ نمی‌کند.

  •  و نیز چون جمله «کسی که خودش هدایت نیافته است مگر به‌هدایت غیر» عِدْلش جمله «هدایت ذاتی یافته است» خواهد بود لذا استفاده می‌شود که کسی که به‌حقّ هدایت کند کسی است که ذاتاً هدایت یافته است، نه به هدایت غیر.