
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
209تخریج نموده است1
احمد بن حنبل در مسند خود گوید و نیز در مناقب خود آورده است که رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله فرمودند:
ای بنی ولیعه دست از تمرّد و سرکشی بردارید، و گرنه من برمیانگیزم بهسوی شما مردی را که حکم نفس مرا دارد، و امر مرا درباره شما اجرا میکند: با مردان جنگی شما جنگ میکند و ذرّیه شما را اسیر میکند.
و پس از این گفتار رسول خدا بهسوی أمیرالمؤمنین علیه السّلام التفات نموده و دست او را گرفته و دوبار فرمودند: آن مرد اینست.
و نیز از کتاب مشکاة نقل میکند: از حبیش بن جناده رضی اللَه عنه، قال: قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه (و آله) و سلم: عَلِیٌّ مِنّی وَ انَا مِنْ عَلِیٍّ وَ لا یؤدّی عَنّی الّا انَا اوْ عَلِیٌ.
حضرت رسول اللَه فرمودند: علی از من است و من از علی هستم، و ذمّه مرا هیچکس نمیتواند ادا کند مگر خود من یا علی.
و سپس گوید این حدیث را ترمذی روایت کرده است؛ و احمد بن حنبل ایضاً از حبیش بن جناده روایت کرده است؛ و ترمذی گوید: هذا حدیث حَسَن غریبٌ صحیحٌ
و همچنین این حدیث را ابن ماجه از ابن جناده روایت کرده است2
و نیز گوید که در مشکاة از عمران بن حصین رضی اللَه عنه روایت کرده است که قال النبی (ص) قال: انَّ عَلِّیا مِنّی وَ انَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِیُّ کلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدی رواه الترمذی.3
و نیز گوید حموینی در فرائد السبطین با اسناد خود از علی کرّم اللَه وجهه روایت کرده است که قال: اهْدِیَ الی رَسولَ اللَهِ صلی اللَه علیه و آله قَنْوُ موزَةٍ یقشر الموزَ بِیدِهِ، وَ جَعَلَها فی فَمی فَقالَ قائلٌ: یا رَسولَ اللَهِ: انَّک تُحِبُّ عَلِیاً؟
قالَ: اوَ ما عَلِمْتَ انَّ عَلِیاً مِنّی وَ انَا مِنْ عَلّیٍ4
«از أمیرالمؤمنین علیه السّلام نقل شده است که فرمود برای رسول خدا شاخه موزی بههدیه
- «ینابیع المودة» ص ٣٥
- همان کتاب ص ٥٤
- همان
- همان
