
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
206زید بن علی بن الحسین دارای مقامی عالی بود، و در تقوی، و زهد، و غیرت، و ایثار، و انفاق، و عبادت سرآمد روزگار بود؛ و چون شهید شد حضرت صادق متأثّر شدند، و بر او گریستند و طلب رحمت نمودند، ولی با تمام این کیفیات مقام امام چیز دیگری است و زید از مقامات امام ابداً خبری ندارد.
حرکت و سکون امام هر دو صحیح است
زید در مقابل انحراف و جنایات منصور دوانیقی بهعلّت قصور دید و عدم تشخیص مصالح غائی امّت، جام صبرش لبریز شد؛ و آنقدر سعه نفس نداشت که بتواند تحمّل کند، لذا بر علیه او قیام کرد. ولی امام کسی است که ابداً در مقابل ظلمها خسته نگردد، و چون ضیق نفس در او نیست، مادام که به مصلحت اسلام و جامعه مسلمین نباشد، دست بهإقدام خونین نزند، و به احساسات خود یا همنشینان و القاءآت آنان متأثّر نگردد؛ حسّ انتقام در او نبوده باشد، و برای ارضاء و تشفّی غرایز و امیال خود اقدام نمیکند؛ بلکه تمام کارهای او طبق عالیترین برنامه انسانیت برای هدایت خلق به اعلی درجه کمال بوده باشد؛ در اینصورت جنگ و صلح او هر دو مصلحت بوده و هر یک از آنان فعل خداست؛ حرکت و سکون او فعل خداست، و باید از او پیروی نمود.
باری مقام امامت، عهدهداری رسالت خدا و هدایت نفوس مردم بهخداست، و شایسته این مقام نیست مگر کسی که نفسش آنقدر سعه پیدا نموده، و از علوم خدا بهره یافته، و بهحیات خدا زنده شده و از مراحل نفس و امتحانات بهکلی رسته باشد.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام نفس رسول اللَه بود، و پیغمبر اکرم در مواطن بسیاری بهاین موضوع تصریح فرمود.
البتّه این تصریح نه از نقطه نظر ظاهر و تعارفات اعتباریه و ابلاغات عادیه بر مردم بود، بلکه بر اساس ادراک واقع، و وقوف بر مراتب، و مقامات، و استعدادات غیر متناهیه آنحضرت بود، که این تصریحات، کاشف و نماینده آن واقعیت میباشد.
و طبق تصریح آیه قرآن در قضیه مباهله، نفس رسول خدا، و بهمنزله آنحضرت شمرده شد، چنانکه فخر رازی در ذیل تفسیر آیه مباهله بهاین واقعیت اعتراف میکند.
روایات درباره اتّحاد نفس رسول اکرم با نفس امیر المؤمنین
قندوزی میگوید: اخرج صاحب المناقب عن جعفر الصادق، عن ابیه، عن جدّه علیّ بن الحسین: ان الحسن بن علی علیهم السّلام قال فی خطبته: قال اللَه تعالی
