
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
205دوزخ بهعلّت عدم معرفی امام مرا نرهاند؟
آیا میشود تو را بدین (امام) معرّفی کند، و بهمن امام را معرّفی ننماید؟
من به زید عرض کردم: فدایت شوم، روی شفقتی که پدرت با تو داشته، و از آتش تو را میرهانیده است، امام را به تو معرفی ننموده است، چون خوف داشته است که اگر معرّفی کند و تو نپذیری داخل در آتش خواهی شد، و لیکن بهمن امام را خبر داده، و معرّفی نموده است، اگر من اطاعت او را گردن نهم و معرّفی او را بپذیرم، نجات پیدا میکنم، و اگر نپذیرم، پدرت بر من باکی نداشته است که داخل آتش گردم.
سپس به زید گفتم: فدایت شوم، آیا شما أفضلید یا انبیاء؟
زید گفت بلکه انبیاء افضلند.
گفتم: یعقوب بهفرزندش یوسف گفت: ﴿يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً﴾1، ای فرزند من، خواب خود را با برادران خود مگو زیرا آنها بر علیه تو مکر و حیله خواهند نمود.
چرا یعقوب برادران را از خواب یوسف خبر نکرد، و مخفی نمود، بهجهت آنکه بر فرزندش یوسف شفقت و مهربانی داشت و میدانست که در اثر افشاء خواب، یوسف را هلاک میکنند؛ همینطور پدرت چون بتو شفقت و مهر داشته، معرّفی امام را از تو مختفی داشته، چون میدانسته اگر بگوید، و قبول نکنی، داخل در آتش خواهی بود.
زید گفت: قسم بهخدا که چون این مطالب را گفتی من هم بهتو بگویم که صاحب تو (حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام) در مدینه بهمن خبر داد: که تو کشته خواهی شد، و به دار آویخته میشوی! و در نزد آنحضرت صحیفهای است که در آن قتل، و به دار کشیده شدن من نوشته شده است.
احْوَل میگوید: چون برای عزم حجّ حرکت کردم، این جریان مناظره با زید را خدمت حضرت صادق علیه السلام بازگو نمودم.
حضرت فرمودند: حجّت را بر او تمام کردی! و راه را از جلو و عقب و راست و چپ و بالا و پائین بر او بستی! و در محاجه و مناظره با او کوتاهی ننمودی.2
- سوره یوسف: ١٢ ـ آیه ٥
- «اصول کافی» ج ١ ص ١٧٤
