
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
204أبان از احْول1 نقل میکند: که زید بن علی بن الحسین علیهم السّلام چون مورد طلب خلیفه قرار گرفت، و در دنبال او جاسوسان میگشتند در حالیکه خود را مختفی نموده بود، من بر او وارد شدم، بهمن گفت:
ای ابا جعفر! اگر فردی از ما بر علیه خلیفه خروج کند، رأی تو در این باره چیست؟ آیا تو هم برای کمک با او خروج خواهی نمود؟
من در پاسخ او گفتم: اگر آنکه بر خلیفه خروج کند مانند پدر تو (حضرت علیّ بن الحسین) و برادر تو (حضرت امام محمّد باقر) باشد من برای حمایت او خروج میکنم.
احْولَ میگوید: زید بهمن گفت: من اراده خروج دارم، که با این قوم مجاهده نمایم، تو هم با من خروج کن.
من گفتم: چنین کاری نمیکنم فدایت گردم.
زید گفت: آیا جان خود را خیلی دوست داری، و از کمک ما دریغ میکنی؟
گفتم نه: جان من یک نفسی بیش نیست، ولی مطلب جای دیگر است و آن اینکه اگر زمین دارای امام و حجّت است، چون این خروج تو بدون اذن و دستور اوست، بنابراین افرادیکه با تو خروج کنند، هالک؛ و افرادیکه تخلّف ورزند و خروج نکنند ناجی و رستگار خواهند بود.
و اگر زمین دارای امام و حجّتی نیست، بنابراین افرادیکه با تو خروج کنند یا نکنند در مرتبه مساوی، و در منزلت برابرند، چون هر دو آنها کار را روی اختیار خود انجام داده، و طبق دستور حجّت خدا نبوده است.
زید بهمن گفت: ای ابا جعفر! من با پدرم در سر سفره مینشستم، پدرم برای من لقمه بزرگ میگرفت، و لقمه داغ را سرد مینمود تا خنک شود و بهمن میداد، از روی شفقت و مهری که با من داشت؛ چگونه میشود با من شفقت نکند، و از آتش
- احول اسمش محمد بن نعمان است، از اصحاب خاص حضرت صادق علیه السّلام است، و چون در زیر طاقی دکان داشته است لذا او را مؤمن الطاق گویند و لیکن اهل سنّت بجهت زبردستی او در فن مناظره و در عین حال عداوتی که بعضی از آنها حتّی با اصحاب اهل بیت دارند، او را «شیطان الطاق» میگویند.
