
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
202بنابراین میتوان گفت که نفس فعل آنان وحی خداست.
انسان تا هنگامی که چشمش بهجمال پروردگار گشوده نشده، و کم کم مراتب هستی خود را فراموش ننموده، و به خدا هست نشده است، تمام افعال را از خود میبیند، و حتماً برای غایت و نتیجهای انجام میدهد، ولی اگر در مرحله عبودیت قدم بهصدق گذاشت، رفته رفته در اثر مشاهده قدرت و علم مطلق خدا و انکشاف مراحل توحید در وجود وی، دیگر از خود وجود و هستی ادراک نمیکند، تا آنکه برای بقا و حفظ آن یا برای جلب نفع و رفع ضرر کاری انجام دهد، خود را در دست قدرت پروردگار چون موم در مشت قوی پنجهای خاضع و تسلیم ملاحظه مینماید، چون با طلوع خورشید حقیقت، و مشاهده جمالِ مطلق و حیات و علمِ مطلق، وجود خود را سراب دیده، و نمیتواند چیزی را برای خود و بهمصلحت خود انجام دهد، هر کاری که از او در اینصورت و اینحال سر میزند کار حقّ است و بس.
در حدیث قدسی که فریقین روایت کردهاند خدا میفرماید:
لَا یزالُ الْعَبْدُ یتَقَرَّبُ الَیَّ بِالنَّوافِلِ حَتَّی احِبَّهُ فاذَا احْبَبْتُهُ کنْتُ سَمْعَهُ الَّذی یسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذی یبْصُرُ بِهِ وَ لِسانَهُ الَّذی ینْطِقُ بِهِ وَ یدَهُ الَّتی یبْطِشَ بِها1
پیوسته بنده مطیع من بهسبب بهجا آوردن کارهای مورد رضا و پسند من که او را جبراً تکلیف ننمودهام و خود بهشوق و رغبت انجام میدهد، بهمن تقرّب میجوید، و نزدیک میشود، تا بهسرحدّی میرسد که من دوستدار او خواهم شد، و چون او را محبوب خود قرار دادم، من گوش او میشوم که با او میشنود، و من چشم او میشوم که با او میبیند، و من دست او میشوم که با او اخذ میکند.
یعنی در آنحال گوش را از خود نمیبیند، بلکه گوش او مجرائی است که بهوسیله آن خدا میشنود، و بوسیله چشم او خدا میبیند.
آیه مبارکه قرآن: ﴿وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَهَ رَمى﴾2
دلالت بر همین مقام دارد، ای رسول ما در آن وقتی که تو تیر انداختی، تو تیر
- «وسائل الشیعه» ج ٣ ص ٥٣
- سوره انفال: ٨ آیه ١٧
