
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
175٧ ـ ذَرِیه فَلا تَقْرَبیهِ انَّ لَهُ *** حَبلًا بِحَبل اْلَوحْیِ متّصلًا ٨ ـ هذا لَنا شیعةٌ و شیعَتُنا *** اعطانی اللَهُ فیهِمُ اْلأمَلا1 ١ ـ گفتار علی بن أبیطالب به حارث همدانی بسیار عجیب است، چون آن گفتار چه بسیار از عجائب و غرائب را در بر داشته است:
٢ ـ ای حارث هَمْدانی هر کس بمیرد، مرا خواهد دید، چه از مردمان مؤمن باشد و چه از مردمان منافق دوبین و خودپسند.
٣ ـ آن متوفّی مرا با چشمان خود میشناسد، و من او را نیز به اسم و رسم، و به شخصیت و کردارش میشناسم.
٤ ـ و تو در هنگام عبور از صراط مرا میشناسی! پس از هیچ خطا و لغزش مهراس.
٥ ـ من در آن حالت آشفتگی و حرارت و تشنگی، چنان آب سرد خوشگواری به تو خواهم داد، که از شدّت شیرینی و حَلاوت، آنرا به منزله عَسَل بپنداری!
٦ ـ در آن وقتیکه تو را بر روی جِسْر و پل جهّنم برای عرض نگاه میدارند و متوقّف میکنند، من به آتش میگویم: این مرد را واگذار، و رها کن!
٧ ـ او را واگذار! و به او نزدیک مشو! چون برای او ریسمانی است که به ریسمان وَحْی اتّصال داشته و ارتباط دارد.
٨ ـ این مرد از شیعیان ماست و خداوند درباره شیعیان ما به من وعده داده است که آرزوهای آنان را برآورده کند:
این کلام را حضرت به حارث همدانی فرمودند.
ابن شهرآشوب از «امالی» طوسی با اسناد خود از حارث هَمْدانی از أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت میکند، که قال: قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله اذا کانَ یوْمَ الْقَیمةِ اخذْتُ بِحُجْزَةٍ مِنْ ذِی الْعَرْشِ، وَ اخَذْتَ انْتَ یا عَلِیّ بِحُجْزَتی وَ اخَذَتْ ذُرَیتُک بِحُجْزَتِک وَ اخَذَتْ شَیعَتُکمْ بِحُجْزَتِکمْ فَما یصْنَعُ اللَهُ بِنَبِیه؟ وَ ما ذا یصْنَعُ نَبِیهُ بِوَصِیهِ؟ الی انْ قالَ: خُذْها الَیک یا حارُ قَصیرةً مِنْ طَویلةٍ انْتَ
- «دیوان حمیری» ص ٣٢٥ و اصل آنرا از «اعیان الشیعه» ج ٢١: ٢٦٣ و «کشف الغمة» ١٢٤ و «مناقب» ج ٣: ٢٣٧ و «شرح نهج البلاغه» ج ١/ ٢٩٩ آورده است.
