
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
16گفت: پس از کجا آمدهای و از کجا هستی؟
گفتم: من از اهل کوفه هستم گفت بنابراین یقیناً خودت هشام هستی
سپس برخاست و مرا در آغوش خود گرفت و خود از جای خود کنار رفته مرا بر سر جای خود نشانید؛ و دیگر هیچ سخن نگفته در مقابل من سکوت اختیار نمود، تا من از آن مجلس برخاستم.
هشام میگوید: حضرت صادق علیه السّلام از بیان این طریق مناظره من بسیار خشنود شده و خندیدند و گفتند: ای هشام! چه کسی به تو تفهیم نموده اینطور مناظره نمائی؟
عرض کردم: اینطریق را از وجود مبارک شما یاد گرفته، و بر حسب موارد و مصادیق مختلف خود پیاده مینمایم.
حضرت فرمودند: سوگند به خدای که این قسم از مناظره در صحف حضرت ابراهیم و موسی نوشته شده است1
چون امام حکم مغز و قلب عالم است لذا سرور و حزن او در جوارح و اعضاء او که یکایک مخلوقاتاست اثر میکند.
سیوطی در خصائص الکبری گوید: و اخرج الحاکم و البیهقی و ابو نعیم عن الزهری قال: لَمَّا کانَ صَباحُ یومٍ قُتلَ عَلیّ بن أبیطالبٍ، لَم یرفَع حَجَرٌ فِی بَیت المَقدَسِ إلّا وُجدَ تَحتَهُ دَمٌ.
و اخرج ابو نعیم من طریق الزهری عن سعید بن المسیب قال: صَبیحَةٌ یومٍ قُتِلَ عَلیّ بنُ أبیطالبٍ، لَم تُرفَع حَصَاة مِن الأرضِ إلّا وَ تَحتَها دَم عَبیط.2
صبحگاه روزیکه أمیرالمؤمنین علیه السّلام کشته شدند هر ریگی را که از هر نقطه زمین بر میداشتند در زیر آن خون تازه بود.
گریه تمام موجودات در سوگ شهادت سید الشّهداء
شیخ صدوق رضوان اللَه علیه روایت میکند در کتاب علل الشرایع و امالی با
- این روایت را صدوق نیز در امالی ص ٣٥١ از سعد بن عبد الله از ابراهیم بن هاشم از اسمعیل بن مراد از یونس بن عبد الرحمن از یونس بن یعقوب نقل میکند و میگوید در نزد حضرت جماعتی از اصحاب بودند که در میان آنها حمران بن أعین و مؤمن الطاق و هشام بن سالم و الطیار بودند و جماعتی دیگر از اصحاب بودند که در میان آنها هشام بن الحکم بود و سپس عین حدیث را تا به آخر نقل میکند.
- «خصائص الکبری» ج ٢ ص ١٢٤ بنا به نقل «شیعه در اسلام» سبط قسمت دوم ص ١٢٤
