
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
158به آنها فرمود: شما را به خدا سوگند میدهم آیا در میان شما غیر از من کسی هست که رسول خدا درباره او فرموده باشد: تو قسمت کننده آتش و بهشتی؟ همه گفتند به خدا سوگند: نه. و در این زمینه سید اسمعیل حمیری قصائد بسیاری دارد مانند:
اشعار سید حمیری و دعبل خزاعی با اشاره به روایت علی قسیم الجنه و النار
قَسیمُ النّارِ هذا لی *** فَکفّی عَنْهُ لا یضْرُرْ و هذا لَک نارُ *** فَحوزِی الفاجِرَ اْلَاکبَرَ1 و نیز گوید:
ذاک قَسیمُ النّارِ مِنْ قیلِهِ *** خُذی عَدُوّی وَ ذَری ناصِری ذاک عَلِیُّ بْنُ ابیطالِبٍ *** صِهْرُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفی الطّاهِرِ2 و نیز گوید:
عَلِیٌّ وَلیُّ الْحَوْضِ وَ الذّائدُ الَذّی *** یذُبُّ عَنْ ارْجائهِ کلَّ مُجْرِمِ عَلِیٌّ قَسیمُ النّارِ مِنْ قَوْلِهِ لَها *** ذَری ذا وَ هذا فَاشْربی مِنْهُ وَ اطْعَمِ خُذی بِالشِّوی مِمَّنْ یصیبُک مِنْهُمْ *** وَ لا تَقَربی مَنْ کانَ حِزْبی فَتَظْلَمی3 دعبل خزاعی گوید:
قَسیمُ الْجَحیمِ فَهذا لَهْ *** وَ هذا لَها بِاعْتِدالِ الْقِسَمِ یزودُ عَنِ الْحَوْضِ اعْدائهُ *** وَ کمْ مِنْ لَعینٍ طَریدٍ وَ کمِ فَمِنْ ناکثینَ وَ مِنْ قاسِطینَ *** وَ مِنْ مارِقینَ وَ مِنْ مُجْتَرَمٍ4 و قندوزی گفته است: به شافعی نسبت داده شده که او این ابیات را سروده است.
- «دیوان حمیری» ص ٢٥٢ و اصل آن را از «اعیان الشیعه» ج ١٢: ٢٤٢ و «المناقب» جلد ٢: ١٥٩ و ١٩٤ و ٢٣٣ و ٢٨٨ و جلد ٣: ٩٠ و ٩١ آورده است.
- «دیوان حمیری» ص ٢٤٥ و اصل آن را از «اعیان الشیعه» جلد ١٢: ٢٤٦ و «المناقب» جلد 2: 125 و 159 آورده است.
- «دیوان حمیری» ص ٣٩٩ و اصل آن را از «اعیان الشیعه» و «المناقب» و «الکنی و الالقاب» آورده است.
- «مناقب» ابن شهرآشوب جلد ١ ص ٣٤٩
