
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
154ضرری دارد و نه نفعی به حساب میآیند.
گلها و سوسنها همه پژمرده و خراب و بیاثر، نه از گل یاس و رازقی بوئی، و نه از گیاههای بدبو اثری، نه گل سرخ طراواتی دارد، و نه گل خرزهره تلخی و تندی نشان میدهد.
بلبلان و قناریان و زاغان و کرکسان همه و همه در آشیانهای خود خزیدهاند، و مارها و عقربها نیز با مرغان دلربا همه خفته، و در لانههای خود فسرده و بی حسّ افتادهاند.
همین که خورشید جهانتاب با فرا رسیدن فصل بهار و تابستان به زمین نزدیک شد، و شعلههای زنده کننده حیات بخش خود را به زمین فرستاد، آن استعدادات مخفیه همه به مرحله فعلیت میرسند. از درخت سیب شاخها، و برگها و میوههای سرخ، و معطّر و شیرین، صحنه باغ را میآراید؛ و از درخت گلابی، این میوه خاصّ بیرون میآید، درخت زردآلو با آن منظره دلنشین خود و میوههای زرد و خوش طعم و معطّر حد فاصل و مایز وجودی خود را از سایر همقطاران خود در فضای باغ اعلان میکند، و نیز درختهای بیبار و درختهائی که میوههای تلخ و ترش و مضرّ به بار میآورند، مانند بعضی از درختهای جنگلی، آنها نیز بی شخصیتی و بیاثری خود را ابراز نموده، و در مقابل درختان دیگر سرافکنده، و مجال غرور و استکبار و بلند منشی در آنها نمیماند.
مرغها و بلبلها همه در فضای باغ به نغمه سرائی مشغول، و زاغان و کرکسان نیز به دنبال جیفهها و طعمههای خود در پروازند.
موشها و مارها و عقربها همه اظهار وجود نموده لای سنگها و رودخانهها در حرکت میآیند، اینها همه و همه در اثر تابش خورشید، و ظهور گرمای حیات بخش آن است.
خورشید که تابید، هر موجودی استعداد خود را ظهور میدهد، و مراحل، مختفیه خود را آشکار میسازد، و قبل از طلوع و تابش آن در موجودات، فرق و تمایزی نبود.
خورشید ولایت نیز چنین است، قبل از آنکه طلوع کند، و بر قلوب بتابد، و امر و نهیی پیدا شود، همه افراد در یک ردیف به طور ساده زیست مینمودند، نه سعید را از شقَیّ تفاوتی بود، نه بهشتی را از جهنّمی، نه مؤمن را از کافر، نه عادل را از
