
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
144و لازمه این مقام اطلّاع بر اسرار ملکوت است که یقین از لوازم آن خواهد بود بنابراین مقام امامت از نبّوت اشرف است.
مقام امامت اشرف از نبّوت است
در «کافی» از حضرت صادق علیه السّلام وارد است که: انَّ اللَهَ عَزَّ وَ جَلَّ اتَّخَذَ ابْراهیمَ عَبْداً قَبْلَ انْ یتَّخِذَهُ نَبِیاً وَ إنَّ اللَهَ اتَّخَذَهُ نَبیاً قَبْلَ انْ یتَّخِذَهُ رَسولًا، وَ إنَّ اللَهَ اتَّخَذَهُ رَسولًا قَبْلَ انْ یتَّخِذَهُ خَلیلًا، وَ انَّ اللَهَ اتَّخَذَهُ خَلیلًا قَبْلَ إنْ یتَّخِذَهُ اماماً، فَلَمّا جَمَعَ لَهُ اْلَاشْیاء قالَ: ﴿إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً﴾. قالَ: فَمِنْ عِظَمِها فِی عَینِ ابْرَاهِیمَ قالَ: وَ مِنْ ذُرِّیتی؟ قالَ ﴿لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾ قالَ: لا یکونُ السَّفِیهُ امَامَ التَّقِیِّ.1
چون معنی نبوّت اتّصال قلب به عالم ملکوت و تلقّی وحی از جبرئیل است، در رسول این معنی قویتر و رؤیت ملائکه و فرشتگان وحی هم خواهد بود، ولی در عین حال ممکناست که هیچکدام از آنها سیطره بر ملکوت بنی آدم نداشته باشند، تا بتوانند با آن، دلها را به مطلوب برسانند؛ ولی در امام به سبب این سیطره و احاطه بر قلوب، آنها را به کمال و مقام واقعی خود سیر میدهند.
مقام انبیاء و مؤمنین و علماء، فقط مقام ارشاد و تبلیغ و ارائه طریق است و بس.
قال اللَه تعالی: ﴿وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ﴾2 این آیه حیطه مأموریت آنها را بیان میکند، که مجّرد بیان نمودن و ارائه طریق کردن است، و امّا اضلال و هدایت به دست خداست، و آنها را از آن بهرهای نیست؛ به خلاف امام که او به اذن خدا خودش هدایت میکند.
در این باره همچنین میفرماید: ﴿وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ﴾3
مؤمن آل فرعون گفت: فقط از من پیروی کنید تا من طرق رشاد را بهشما
- «اصول کافی» جلد ١ ص ١٧٥
- سوره ابراهیم: ١٤ ـ آیه ٤
- سوره مؤمن: ٤٠ ـ آیه ٣٨
