اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

121
  •  حضرت رسول اللَه أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب را طلبیده، و او را امر کردند در بستر خودشان بخوابد، و بُرْد سبز رنگی که مخصوص آن حضرت بود بر روی خود بکشد.

  •  علی بن أبی‌طالب همین‌کار را کرد و پیغمبر از منزل خارج شد.1

  •  و نیز با اسناد خود از ابی رافع روایت کند که چون آن حضرت تصمیم هجرت گرفت؛ علی را امر نمود که در مکه بماند، و بعداً اهل بیت رسول خدا را به مدینه بفرستد، و او را امر نمود که امانت او را ادا کند، و وصایائی که مردم به حضرت نموده بودند انجام دهد، و امانت‌هائی که به حضرت سپرده بودند، علی همه آنها را به صاحبانش بازگرداند.

  •  و او را امر نمود که در آن شبِ خروج در بستر او به پشت بخوابد، و فرمود: اگر قریش تو را در بستر من بدین‌حال ببینند مطلب بر آنها مشتبه شده و در جستجوی من برنمی‌خیزند.

  •  قریش پیوسته از منزل آن حضرت به فراش رسول خدا نگاه می‌کردند، و علی را در فراش خوابیده می‌دیدند، و گمان می‌کردند که پیغمبر خوابیده است، تا چون صبح شد و در فراش، علی را یافتند؛ با خود گفتند محمّد از مکه بیرون نرفته است، اگر بیرون می‌رفت علی را نیز مسلماً با خود برده بود.

  •  همین مطلب آنها را در اشتباه انداخته از تفحّص پیغمبر در خارج مکه مأیوس شدند.

  •  و پیغمبر علی را امر نموده بود که بعداً به مدینه ملحق شود.

  •  علی اهل بیت رسول خدا را به مدینه فرستاد، و سپس خود راه مدینه را گرفت، و برای آنکه کفّار از حرکت او اطلّاع حاصل نکنند شبها پیاده راه می‌رفت و روزها خود را مخفی می‌داشت تا به مدینه رسید.

  •  چون خبر ورود علی را به پیغمبر دادند فرمود: ادْعوا الی عَلِیاً قیل: یا رَسولَ اللَهِ لا یقْدِرُ انْ یمْشیَ.

  •  علی را به‌سوی من بخوانید! عرض کردند: ای پیغمبر خدا، علی دیگر قادر به حرکت نیست!

    1. «أسدالغابة» ج ٤ صفحه ١٨