
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
120بنی هاشم نمیتوانند با آن قبایل نبرد نموده، حاضر به دِیه میشوند، و این مهمّ نیست آنها دیه آن حضرت را به بنی هاشم میپردازند.
بر این میعاد تصمیم گرفتند، و از هر قبیله یک شخص شجاع انتخاب نمودند، تا در شب معین بدون اطلاع احدی در منزل رسول خدا ریخته، و بدن مبارکش را در زیر شمشیر قطعه قطعه کنند.
در این تصمیم نهایت جدّ را بهخرج داده و آنرا مخفی داشتند؛ چون زمان آن فرا رسید و همه حاضر و آماده بودند که در شب به منزل پیغمبر بریزند، جبرائیل آن حضرت را از این قضیه آگاهی داد.
﴿وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَهُ وَ اللَهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ﴾1.
و آن حضرت را امر نمود که أمیرالمؤمنین را در جای خود و در بستر خود بخواباند، و خود از مکه به مدینه هجرت کند.
حضرت رسول اکرم، أمیرالمؤمنین را طلبیدند، و فرمودند که خدای من به من امر نموده است که امشب هجرت کنم، آیا راضی هستی در بستر من بخوابی، تا کفار قریش تو را بهجای من گیرند، و از رفتن من اطلّاع حاصل نکنند؟
أمیرالمؤمنین عرض کرد: یا رسول اللَه! اگر من در جای شما بخوابم جان شما بهسلامت خواهد بود؟
فرمود: بلی، عرض کرد جان من فدای شما باد، خندان و شاد شد، و فوراً به سجده افتاد، و این اوّلین سجده شکری است که در اسلام بهجای آورده شده است.
أمیرالمؤمنین خود را حاضر نمود که شب در منزل رسول اللَه در بستر آن حضرت بیتوته کند، و در هر لحظه خود را طعمه دهها شمشیر برّان قرار دهد.
«ابن اثیر» با اسناد خود از «ابن اسحق» روایت کند که چون اصحاب آن حضرت برای مرتبه دوّم به مدینه هجرت کردند، آن حضرت انتظار میکشید که جبرائیل بیاید، و او را امر به خروج از مکه کند بهسوی هجرت به مدینه، تا زمانی که قریش مجتمع شدند، و آنچه را که میخواستند در کشتن پیغمبر از غدر و مکر تصمیم گرفتند، و جبرئیل آن حضرت را امر کرد که شب در مکانی که بیتوته مینموده است دیگر نخوابد.
- سوره الانفال، ٨ ـ آیه ٣٠
