
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
119تا آنکه مجبور شدند به اذن حضرت به حبشه هجرت کنند.
پیغمبر اکرم برای طلب نصرت و یاری، یکبار به طائف تشریف برد، و از آنها یاری خواست فرمود: من یک نفر از شما را اکراه نمیکنم، از شما میخواهم که مرا از کشتن باز دارید؛ قریش تصمیم قتل مرا گرفتهاند، شما مرا یاری کنید، و از کشته شدن جلوگیری نمائید تا رسالات پروردگار خود را به مردم برسانم.1
هیچکس آن حضرت را نپذیرفت، و با سنگهائی که بر آن حضرت میزدند، حضرت را از طائف بیرون کردند، و پاهای ایشان در اثر سنگها مجروح شده خون میآمد.
چون ابوطالب از دنیا رفت، تعدّی قریش بر آن حضرت شدید شد، دیگر از هیچ آزاری خودداری نمینمودند، در منزل آن حضرت پیوسته سنگ و چوب پرتاب میکردند، و در راه خاک بر سر ایشان میریختند.
روزی به منزل آمد و خاکها بر سر و صورتش مشهود بود، یکی از دختران آن حضرت خاکها را از سر و روی آن حضرت میشست، و گریه میکرد و حضرت میفرمود: ای دخترک من گریه مکن! خداوند پدر تو را حفظ خواهد کرد2.
تا آن که انصار مدینه به خدمت ایشان آمده، و ایمان آوردند و با آن حضرت بیعت کردند بهآنکه اگر آن حضرت به مدینه رود مانند خود و اولاد خود آن حضرت را حفظ کنند، و از دشمنان آن حضرت ممانعت نمایند.
از طرفی کفار قریش دیدند که بهر قسم که خواهند آن حضرت را از دعوتش منع کنند نشد، با وعده و با وعید هم نشد، و روز به روز بر عدّه مسلمین افزوده میگردد.
داستان لیله المبیت و ایثار و فداکاری أمیرالمؤمنین نسبت به رسول اللَه
آخر الامر قرار گذاردند در دار الندوة مجلسی گرد آورده و درباره آن حضرت تصمیم نهائی را بگیرند.
چهل نفر از دانایان مُجرَّب در دار النَّدْوَة گرد آمدند، و پس از گفتگوهائی طویل تصمیم گرفتند پیغمبر را بکشند، بدینطریق که اگر از هر قبیله یک نفر برای شرکت در قتل آن حضرت انتخاب گردد، و آنان یک مرتبه در مجلس واحد آن حضرت را بکشند؛ چون خون آن حضرت در میان قبایل پخش میگردد، لذا
- تاریخ یعقوبی ج ٢ ص ٣٦
- «تاریخ طبری» ج ٢ صفحه ٨٠
