
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
115خداوند ماهیت زردآلو را زردآلو نکرده است، بلکه ایجاد زردآلو نموده است، خوب بر آن دلالت دارد.
بنابراین بدون ذرّهای از استحقاق ذاتی، پروردگار علیم موجودات و از جمله آنها افراد انسان را متفاوت آفرید؛ و هر کدام از آنها از جمله پیامبران را که در قابلیت و استعداد خدادادی از همه قویتر بودند در راه تکاملی خود به امتحاناتی سنگینتر و ابتلآئاتی عجیبتر و مجاهداتی فرسایندهتر به راه انداخت و آنان با قدم اطاعت و اختیار این راه را پیمودند و این سبیل را طیّ کردند.
و بالأخره چون کمال اختصاص بهخدا دارد و بس، این کمالات چه از انبیآء و چه از غیر انبیآء مرجعش بهخداست و بس1.
خداوند در انبیآء تجلّی فرموده بهتجلّی تمام و در پیامبر اسلام تجلّی فرموده بهتجلّی أتمّ و اکمل و در سایر موجودات بتجلّیات متفاوته؛ نه آنکه خدا چیزی را از خود خارج نموده و به آنها وارد نموده باشد یا ملکیت صفتی و ملکهای را از خود سلب، و به آنان منتقل نموده باشد.
﴿لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾ (سوره الاخلاص (١١٢) آیه ٣ و ٤).
نزائیده است و زائیده نشده است و هیچکس برای او همتا و انبازی نیست.
پس در عالم توحید غیر از ذات مقدّس حضرت احدیت، هیچ موجودی از پیش خود چیزی ندارد تا مستحقّ مدح گردد نه انبیآء و نه غیر انبیآء.؛ همه از خداست و راجع به خداست.
﴿لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ﴾ (سوره القصص (٢٨) قسمتیاز آیه ٧٠).
در نشئه اولی و در نشئه آخرت حمد و سپاس اختصاص بهذات مقدّس پروردگار دارد.
بلی این مدح و افضلیت و اشرفیت در عالم کثرت و ظهور موجودات بر حسب اختلاف کثرات و اعتبارات است و معلوم است که چون پیامبران از همه موجودات گنجایش وجودی آنان بیشتر، و ادراک و علمشان افزونتر، و مجاهده و ابتلائاتشان بیشتر است افضل و اشرف همه موجودات هستند.
«وَ الحَمْدُ لِلَهِ أوّلَاً و آخِراً وَ ظَاهِراً وَ باطِنًا»
اینها مطالبی بود که راجع بهعصمت کلیه برای انبیاء علیهم السّلام بیان کردیم.
- شیخ محمّد جواد مغنیة در کتاب «الشّیعة و التّشیع» ص ٣٧ و ٣٨ گوید: عصمت، قوّهای است که صاحبش را از وقوع در معصیت و خطا باز میدارد، به حیثی که واجبی را ترک نمیکند و حرامی را بجا نمیآورد، با اینکه قدرت بر ترک و فعل دارد؛ و الّا مستحقّ مدح و ثواب نمیشد. یا اینکه بگو: معصوم، در اثر تقوی به مرتبهای رسیده که شهوات و هوای نفس بر او غلبه پیدا نمیکند، و در علم به شریعت و أحکام آن به درجهای رسیده که با آن درجه أبداً خطا نمینماید. و در تعلیقه گوید: امام خودش را توصیف میکند که: ما وَجَدَ النَّبیُّ صَلَّی اللَهُ عَلَیهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ، لی کذْبَةً فی قَوْلٍ وَ لا خَطْلَةً فی فِعْلٍ؛ وَ کنْتُ أتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصیلِ أثَرَ امِّهِ، یرْفَعُ لی کلَّ یوْمٍ نَمیرًا مِن أخْلاقِهِ، وَ یأْمُرُنی بِالاقْتِدَآءِ بِهِ. و اینست معنی عصمت نزد شیعه؛ نه دروغی در گفتار، و نه لغزشی در کردار.
