
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
114ولی این عصمت نیز در مراحل اوّلیه بهعنوان قوّه و استعداد بوده، و در خواب و بیداری و جَلْوت در هر حال با آنان میباشد؛ و در اثر مجاهده و عبودیت تامّه و ابتلائات سنگین و امتحانات بسیار بهمرحله فعلیت و تمامیت میرسیده است.
عیناً مانند سایر ملکات مکتسبه افراد بشر از علوم و فنون و صنایع که پس از حصول ملکه، درجه عالیتر آن هیچگاه از آنان جدا نبوده، و در هر حال ملازم وجود آناناست.
فعلیت و تمامیت این ملکه اکتسابی است، و لیکن اصل آن که قابلیت و استعداد باشد موهبتی است که بخصوص انبیآء و امامان مراحل عالیه آن و بهسایر اولیای خدا و مقربان درگاه الهی بهحسب اختلاف درجات آنان، سایر مراحل آن عنایت میشده است.
ثانیاً ملکه عصمت یک فضیلت و شرافت علمیه اختیاریه بوده، و از صفات نفوس پیامبرانا ست که بر همین اساس موجب کرامت و شرافت آنها شده است؛ و آنان را از سایر افراد امّت متمایز نموده است عیناً مانند ملکه علم طبّ و ریاضی و هیئت که طبیب بدن را از سایر افراد متمایز، و ریاضیدان و اخترشناس را از سایر افراد مشخّص مینمایند؛ با این تفاوت که ملکه عصمت، ملکه وصول بهواقع و متن حقیقت و علم حضوری نسبت به اشیاء و وصول به واقعیت خارجی میباشد که البته چون در متن خارج گناه و خطا معنی ندارد گناه و خطا در پیامبران نیز معنی ندارد.
ولیکن ملکه علم طبّ و ریاضی چنین نیست؛ و فقط نفس طبیب و ریاضیدان را در رشته خاصّی قوهای میدهد که در هر لحظه بخواهد از آن ملکه استفاده نموده و آثار آن را در خارج بمنصّه ظهور برساند، بتواند.
و ثالثاً اعطاء این ملکه به پیغمبران و عدم اعطای آن بهغیر آنان ظلم و ستمی نیست؛ زیرا که ظلم در وقتی است که از موجودی انتظار تراوش آثاری زیاده از حدّ وجود او باشد؛ هیچگاه خداوند تکلیفی را که به پیامبران بر حسب گنجایش وجودی نفوس آنان نموده، بهغیر آنان ننموده است، تا در این زمینه ستمی شده باشد.
بلکه بهر کس بحسب مقدار قابلیت و استعداد تکلیف کرده است؛ و قابلیت و استعداد موجودات نیز خارج از حیطه قدرت خداوند نیست، بلکه به اعطاء اوست.
و کلام بو علی سینا: مَا جَعَلَ اللَهُ المِشْمِشَةَ مِشْمِشَةً بَلْ أَوْجَدَهَا،
