
نور ملکوت قرآن - ج4
جلد چهارم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «عمومیت، اصالت و واسعیت قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • دعوت قرآن به تفکر در اشیاء خارج، و مصنوعات خداوند • قرآن و سیر آفاقی • بحث دربارۀ اصل خلقت انسان در قرآن • علوم مادیه و طبیعیه تا حدی که موجب کمال انسان است شرافت دارد • دستورات اخلاقی قرآن، بشریت را به اعلا درجه از توحید میرساند • عرفان یا فلسفه و حکمت، یگانه راهگشای حل مسائل توحید • مزیّت زبان عربی و سبب نزول قرآن به لسان عربی • غلبۀ زبان انگلیسی، معلولِ غلبۀ استعمار انگلیس است • افتخار به نژاد و ملّیّت مذموم است، زیرا نژاد اختیاری نیست • زندهکردن لغات فارسی باستانی، برگشت از تعالیم قرآن است • لزوم تکلم به زبان عربی برای جمیع مسلمین • نامۀ شهید مطهری دربارۀ شناخت هویت دکتر شریعتی • اعلمیت به قرآن، میزان اعلمیت در اسلام • کیفیت جمعآوری قرآن در زمان رسولالله • ضرورت کتابت قرآن، طبق موازین متقدّمین • نقد و بررسی حجّیّت و اعتبارِ تورات و انجیلِ فعلی • بحثی دربارۀ اعتبار انجیل برنابا • لغات و اصطلاحات بدیع قرآنی • حجّیّت سنّت، در قوّۀ حجّیّت قرآن • اثبات تواتر قرائات قرآن و نقد و بررسی نظریه مخالفین تواتر
نور ملکوت قرآن - ج4
175همچون سیّد حیدر حلّی و سیّد صالح حلّی و سیّد اسماعیل شیرازی از جهت قدرت شعری از دیوان نظامی و بوستان سعدی کوتاهتر است؟!
مگر «مقامات» حریریّ و بدیع الزّمان همدانی در عربی به پای «گلستان» نمیرسد؟
حالا شما ملاّی رومی و سعدی و حافظ و نظامی را از جهت قریحه و استعداد فرضاً از اینها بالاتر بدانید؛ این اعلام و بزرگان بالاتر اگر قریحه و استعداد خود را در زبان عربی مصرف میکردند، و مثنویها و گلستانها و دیوانهای حافظ و نظامی قویتر و لطیفتر و عظیمتر تحویل میدادند، شاهکارهای دلپذیرتر بوجود نمیآوردند؟!
شما که قبول دارید زبان عرب وسیعتر و قویتر است، و قدرت و وسعت آن است که زبان فارسی را قوی کرده و جهانی نموده است، در این صورت اگر این آثار به زبان عرب از این أعلام در محیط عرب زبان کشور با استعداد و با قریحۀ ایران طلوع میکرد چه خبر میشد!
بنابراین، تأسّف بر فقدان این کتب مانند تأسّف آن جوانی است که به وی گفتند: با فلان دختر زیبای اصیل و شریف ازدواج کن تا فرزندان اصیل و شریف بیاوری! او در این امر کوتاهی نمود، و با دختری که در آن درجه از اصالت و شرافت و زیبائی نبود ازدواج کرد و فرزندانی آورد. چون به وی گفتند: چرا با آن خانم ازدواج نکردی؟! در پاسخ گفت: اگر با او ازدواج مینمودم این فرزندان را که نداشتم!
جواب او آنست که: مگر آن خانم عقیم بود؟ و ازدواج تو با او موجب تهیدست شدنت از اولاد میشد؟! بلکه آن خانم اولادی بهتر و اصیلتر برای تو میآورد!
این گونه استدلال از ایشان شبه مغلطه است نه برهان، و از اهل فلسفه
