
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
90مىشود و از مشتهاى خود که التذاذ به طعم غذاى مداوم باشد دست مىشوید.
و بالجمله هیچ عاقلى در تردید نیست که بقاء و ابقاى حرّیّت مطلقه گرچه به یک لحظه باشد، در جامعه متصوّر نیست، همچنانکه سلب کلّى حرّیّت نیز متصوّر نیست. و هر فرد از افراد مجتمع پیوسته در میان دو حدّ (حدّ حرّیّت مطلقه و حدّ سلب حرّیّت مطلقه) زیست مىکند.
و این امر ضرورى و حتمى است. بنابراین نام «حرّیّت مطلقه» که از کثرت تبلیغات غربىها گوش جهان را پر کرده بهطورىکه مردم گمان بردهاند که اصولا این اسم از لغات آنهاست نه از لغتهاى دگر، و معناى آن نیز از مخترعات و اکتشافات آنهاست؛ سر و صداى بىمحتوائى بیش نیست، و واژه بدون واقعیّت و اسم بلا مسمّائى است. اجتماع فطرى براى انسان برقرار نمىشود مگر آنکه بعضى از حرّیّتها و آزادیهاى خود را در عمل رها کند، و در تمتّعات، عنانگسیخته نباشد و میان دو حدّ زندگى نماید.
١٠ ـ مقدار تحدید حرّیّت چقدر است؟
١٠ ـ مقدار تحدید حرّیّت چقدر است؟
مقدار تحدید حرّیّت موهوبه فطریّه از ناحیه اجتماع مختلف است. و به حسب اختلاف و کثرت و قلّت قوانین دائرۀ معمولۀ معتبرۀ در میان مجتمع، مختلف مىشود.
زیرا تقییدکنندۀ حرّیّت بعد از اصل اجتماع، قوانینى است که در آنجا عملى مىشود. هر چه قوانین بیشتر شود، حرمان از آزادى بیشتر مىشود؛ و هر چه کمتر باشد، حرمان از حرّیّت مطلقه نیز کمتر است.
امّا آن اصل کلّى که در همۀ مجتمعات بدون استثناء موجود است و بدون آن، انسان اجتماعى نمىتواند برقرار باشد و باید پیوسته آن را حفظ کند و سهل و سبک نینگارد، دو چیز است:
حفظ وجود اجتماع، زیرا در صورت فقدانش دیگر براى انسان حیاتى
