
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
222پشت کرده گوئى اصلا نشنیدهاند؛ گوئى پرده صماخ دو گوششان پاره است و نمىشنوند. بنابراین، آنها را از عذاب دردناک بر حذر دار!»
بهطور کلّى حال منافقین و کافرین و مشرکین، حال شخص کرى است که پرده صماخش پاره شده، ابدا این نداى حیاتبخش و جانفزاى الهى به گوشش نمىرسد، فلهذا سماع و یا قرائت قرآن ابدا در گوش جان وى نمىنشیند.
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ.1
«و آنان که کفر ورزیدهاند گفتند: به این قرآن گوش فرا مدهید، و در آن سخنان بیهوده و غلط درآمیزید؛ به امید آنکه بر محمّد و مسلمین پیروز شوید!
ما البتّه و البتّه کافران را از عذاب شدید خود مىچشانیم، و پاداش آنان را به بدترین نحوه از نوع کردارى را که انجام دادهاند خواهیم داد.»
معلوم است که عدم پذیرش و قبول قرآن، عدم پذیرش مفاد و مراد قرآن است؛ نه عدم قبول ظاهر آن. زیرا عدم قبول محتوى و مضمون، دلخواه متمرّدین و منافقین است نه عدم قبول ظاهر.
کفّار و منافقین با تظاهر به اسلام، درصدد معارضه با حقیقت قرآن برآمدند
براى کفّار و مشرکین و منافقین که دأب و عادتشان بر کذب و نفاق است، اگر مسئلۀ پذیرش واقعیّت قرآن نبود، مسئلۀ پذیرش ظاهر آن امر مهمّى نبود؛ آنها به آسانى مىتوانستند قرآن را بپذیرند و از قبول محتواى آن سرباز زنند. انکار و ایراد و اعراض آنها بجهت عمل به حقائق و التزام به دستورات و تعهّد و میثاق و بیعت با مقصود و هدف قرآن بود.
بنا بر همین اساس است که مىبینیم همان افرادى که در لباس شرک با قرآن
- .آیه ٢٦ و ٢٧، از سوره ٤١: فصّلت
