
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
188طهران حرکت مىکردند، عدّهاى ناشناس با سر و کلّه بسته، در امامزاده هاشم اتومبیل آنها را متوقّف نمود. هر چه داشتند همه را گرفته و لخت نمودند.
نصرت السّلطنة خود را به کنسولگرى انگلیس در رشت رسانید، و وضع خود را بیان نمود. ٢٤ ساعت بعد کلّیّۀ اسبابها و اثاثیّه آنها که ربوده بودند بدون کم و کسر تحویل آنها دادند.»1
مرحوم مدرّس رضوان الله علیه، با تغییر سلطنت از قاجاریّه به پهلوى مخالف بود و نطقهاى منطقى و مستدلّ در مجلس نمود. و قبل از این جلسۀ مجلس که در روز نهم آبان ١٣٠٤ بود، از طرف خود، آقاى رحیمزادۀ صفوى را به پاریس نزد أحمد شاه فرستاد که به هر قسم باشد او را به ایران عودت دهد.
در أحمد شاه هم پیام مدرّس مؤثّر واقع شد و بر خلاف پاسخهاى منفى که به دیگران مىداد، از دعوت مدرّس استقبال کرد. ولى به جهاتى چند از جمله سهل انگارى و به دفع الوقت گذراندن مفتاح السّلطنة سفیر کبیر ایران در تهیّه کشتى براى مسافرت به ایران که هر بار با مزاح و شوخى مىگذراند و مىگفت:
اعلیحضرت همایونى اروپاى به این زیبائى را گذاشته، کجا مىخواهند بروند؟ ـ و این به اشارۀ انگلیسها بود ـ و دیگر بهواسطۀ گذشتن وقت، و سوء ظنّ به پیام، و سوء ظنّ به ولیعهد، کمکم در حرکت تعجیل ننمود تا موقع سپرى شد. و مجلس غیر قانونى بهواسطۀ نداشتن رئیس که مستوفى الممالک استعفا کرده بود، و از چندى قبل به همین جهت نیز رئیس سابقش مؤتمن الملک استعفا نموده بود؛ با قید دو فوریّت، بدون مشورت و اطّلاع قبلى قاجاریّه را خلع، و رضاخان را به حکومت موقّت منصوب نمود.2
- «زندگانى سیاسى سلطان أحمد شاه» ص ٢٤٢ و ٢٤٣
- «تاریخ بیست سالۀ ایران» جلد سوّم: انقراض قاجاریّۀ و تشکیل سلسلۀ پهلوى، حسین مکّى، ملخّصى از ص ٣٠٣ تا ص ٣٧٠
