
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
186من خواهد داشت، لازم مىآید که نسبت به سائرین با نظر تحقیر نگریسته، آنها را جزو حزب خود ندانم.
آن وقت عکسالعمل این کار این خواهد شد که مردم هم در مقابل این حزب، حزب دیگرى را ایجاد نمایند که مرا مقاومت با آن حزب محال و غیر ممکن خواهد بود.»1
براى بىحیائى و پرروئى، و در عین حال قدرت نفوذ و تأثیر شیطنت و مکر انگلستان در آن دوره، به داستان زیر توجّه نمائید که تا چه اندازه بهطور وضوح، مطلب را مىرساند:
«تصمیم انگلیسها به خلع قاجاریّه
... سران قاجاریّه که متوجّه شدند انگلیسها بهواسطۀ مخالفت با أحمد شاه در صدد تغییر رژیم و بر کنارى او هستند، جلسهاى تشکیل داده، صلاح در این دانستند که با انگلیس مستقیماً وارد مذاکره شده و فرد دیگرى از خاندان قاجار را روى کار بیاورند.
در این جلسه قرار شد نصرت السّلطنة و عضد السّلطان عموهاى سلطان أحمد شاه به اروپا مسافرت نموده و آقاخان محلاّتى را که انگلیسها به او نظر خوبى داشته به همراه خود برداشته، به لندن بروند و مستقیما با لرد کرزن وزیر خارجه انگلیس مذاکره نمایند.
این هیئت وقتى وارد لندن شدند، سه نفرى تقاضاى ملاقات نمودند.
وزیر خارجۀ انگلیس وقت ملاقات داد. در این ملاقات منظور خود را با صراحت بیان نمودند.
وزیر خارجۀ انگلیس در جواب آنها گفته بود که پروندۀ این مسئله در
- «زندگانى سیاسى سلطان أحمد شاه» ص ٢٠٣ و ٢٠٤
