
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
185«ملّت ایران لیاقت یک چنین پادشاه مشروطه و قانونى و وطنپرستى را نداشت».
در آن زمان دو قواى مخالف کشور را اشغال کرده بود، و در اثر نفوذ خود و عدم قدرت حکومت مرکزى ایران، دائماً اسنادى از مشار إلیه مىخواستند تحصیل نمایند.
أحمد شاه خود را مصنوعاً وسواسى نشان داده، به این بیمارى مدّتها تمارض نمود، و بقدرى نقش خود را خوب بازى مىکرد! و حتّى اغلب براى اینکه امر را کاملاً مشتبه نماید، به عنوان اینکه اشخاصى که گرد او هستند ممکنست آلوده به میکرب باشند، سماور و قند و چاى مىخواست و خودش شخصاً چاى درست مىکرد که به دست دیگرى تهیّه نشود؛ مبادا آلوده گردد.
و انعکاس این موضوع و این تمارض براى این بود که: مطلقاً قلم در دست نگیرد. و به همین بهانه اصولاً قلم در دست نمىگرفت، و چیزى را امضاء نمىکرد.
اگر احیاناً بعضى از نمایندگان خارجى با شاه ملاقات مىکردند و تقاضائى داشتند، أحمد شاه اصولاً از کسى چیزى نمىگرفت؛ اظهار مىکرده: کاغذ را بگذارید روى میز! به هیئت وزراء مىفرستم و دستور مىدهم که جواب آن را هرچه زودتر به شما بدهند.»1
«چون براى غلبه بر خصم، مخالفین به او مىگفتند: تشکیل حزب بده! او در جواب مىگفت: من وقتى پادشاه مشروطه هستم، رئیس حزب ملّت، و عموم افراد کشور عضو آن خواهند بود. امّا اگر عدّه قلیلى از این حزب را جدا نموده، متمایز کردم و گفتم که استثناء این حزب من خواهد بود و اختصاص به
- همان مصدر، ص ٢٠١
