
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
182«بیش از دو سه ماه به انقراض سلسلۀ قاجاریّه و جلسۀ نهم آبان ١٣٠٤ نمانده بود. سلطان أحمد شاه در سویس بسرمىبرد. یکى دو نفر از نزدیکان و منسوبان وى که قصد عزیمت به ایران را داشتند به منظور خداحافظى نزد سلطان أحمد شاه رفته، اظهار داشتند که مىخواهیم به ایران مراجعت نمائیم؛ اجازه مىفرمائید؟!
در ضمن این ملاقات گلایه از طرفین شروع شد. شاه از آنها گله کرد: چرا کمتر نزد من مىآئید؟! آنها به قسمى دیگر گله کردند.
شاه درحالىکه اشک از گوشۀ چشمانش جارى بود اظهار داشت: حق دارید پیش خودتان اینطور فکر کنید که سلسلۀ قاجاریّه را من منقرض خواهم کرد، و من باعث بدبختى دودمان قاجاریّه شدهام.
ولى این فکر و نیّت را تا موقعى مىتوانید داشته باشید که موقعیتى نظیر موقعیّت من نداشته باشید! ولى اگر به جاى من بودید، تصدیق مىکردید که هر چه من کردهام به صلاح ملّت و مملکت و خانوادۀ قاجاریّه کردهام.
یکى از آنها جواباً در لفافه اظهار داشت که: شما خودتان وسائل انقراض را فراهم مىکنید! اگر اجازه داده بودید، کلک رضا خان را کنده بودند؛ دیگر امروز دچار اینهمه مشکلات نبودیم!
شاه حرف او را قطع کرده، اظهار داشت: اگر به فرض رضا خان را کشته بودیم، رضا خان دیگر براى ما مىتراشیدند! اگر رضا خان کشته شده بود، فوراً رضا خان دیگرى با هزار درجه شدّت براى ما مىتراشیدند؛ و در اطراف کشته شدن رضا خان هم براى ما چیزها مىگفتند و همه جور نسبتى به ما مىدادند.
پس صلاح ما نبود که راضى شویم رضا خان را ترور یا معدوم کنند.
یکى دیگر از آنها اظهار داشت: کار مشکلى نیست. ما روابط شما را با
