اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

179
  • «و این مسأله بخوبى مى‌رساند که سلطان أحمد شاه نسبت به قانون اساسى مملکت، فوق‌العاده با نظر توفیر و احترام مى‌نگریسته و هرگز حاضر نبوده است که کوچک‌ترین اقدامى بر علیه آن کرده باشد.»1 

  • در اواخر عهد سلطنت او بالأخص در سفرهائى که به خارج بنا بر الزام و اجبار رفته، جرائد و روزنامه‌ها به تحریک ماسونى‌هاى انگلیسى، علیه او تهمت‌ها زدند و نارواها گفتند. و آن سلطان پاک‌دامن مظلوم از ساحت این افتراءها مصون بوده است.

  • در تاریخ زندگانى سیاسى او نیز آورده است:

  • «عارف قزوینى کینۀ دیرینه با قاجاریّه داشته است. و لذا با تبلیغات زهرآگین علیه سلطنت أحمد شاه و ایجاد نمایشنامه‌ها و کنسرت‌ها با اشعار دروغین که خود مى‌سروده است و بر نفع سردار سپه تبلیغ مى‌کرده است، نقش مهمّى را ایفا کرده است.

  • عارف قزوینى مبتلا به افیون بوده، و در إزاء این کمک‌ها که به رضاخان کرد بنا شد تا آخر عمر هر ماهى حقوق یک سروان به او بدهند، و او همدان را انتخاب نموده بدان صوب رفت. و تا آخر عمر چنان از کرده خود پشیمان بود که حدّ نداشت، و بالأخره با فلاکت و بدبختى در آنجا جان داد.

  • عارف، اشعارى بر علیه أحمد شاه گفته است که ما چند بیت از آن را ذکر مى‌کنیم:

  • به مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد***زدیم تیشه بر این ریشه هر چه بادا باد
    1. .همان مصدر، ص ٢١٨