
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
178نمىتوانم باشم.
بالأخره محمد على میرزا خود را ناگزیر مىبیند که این را با مرحوم احتشام السلطنه سفیر کبیر ایران در دربار عثمانى در میان نهد، و او را واسطه قرار دهد که از جانب خود با فرزند خویش سلطان أحمد شاه در دو مورد سفارش کرده، وارد مذاکره شود و به هر نحوى که ممکنست انجام آن را خواستار گردد.
سلطان أحمد شاه نیز به احتشام السلطنه در حضور پدر خود محمد على میرزا پاسخ مىدهد:
قانون اساسى بهمنزلۀ کنتراتنامهایست بین دو نفر؛ و این کنتراتنامه را من تنظیم نکردهام و شما آن را امضاء کرده، که اجرا نمائید!
من فعلا در مقابل امر انجامشدهاى واقع شدهام؛ نمىتوانم از این کنترات و موادّى که در آن ذکر شده، کوچکترین تخطّى را بنمایم. بدین معنى که قانون اساسى مملکت کنتراتنامهایست بین ملّت و شاه.
من وقتى به سلطنت رسیدم در مقابل امر انجامشدهاى واقع شدهام، نمىتوانم آن را قبول نکرده، زیر آن بزنم. اگر این قانون در زمان من تصویب شده بود، من آن را با این کیفیّت امضا نمىکردم، و حقوقى براى خود قائل مىشدم. حالا هم اگر در قانون اساسى تجدید نظر شد و به من ملّت ایران اختیاراتى داد، البته مداخله خواهم کرد. و الاّ به هیچوجه حاضر نیستم که بر خلاف قانون اساسى کوچکترین اقدام و کمترین تخطى را بنمایم.
و امّا در مورد طرز رفتار و سلوک من با انگلیسها و سائر همسایگان، هرچه را مصالح مملکت اقتضاء نماید عمل خواهم کرد، و لو اینکه به بر کنارى من از سلطنت یا به انقراض سلسلۀ قاجاریّه تمام شود.»1
- زندگانى سیاسى سلطان أحمد شاه» ص ٢١٦ و ٢١٧
