
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
168آنگاه پس از شرح مفصّلى راجع به خرابى و تباهى امور فرانسه بدست انگلیسها قبل از انقلاب، در اثر افراد فراماسون تربیتشده و دستپروردۀ خود در داخل فرانسه، که چنان اوضاع را درهم ریختند تا به نام آزادى و انقلاب، فرانسه را از پا در آورند و یگانه رقیبشان را در اروپا از حیثیّت ساقط کنند و بالأخره همین کار را هم کردند، چنین مىنویسد:
آشوبها و فتنههاى محافل سرّى فراماسونى در زمان ناصر الدّین شاه و مظفّر الدّین شاه
«تاریخ ایران نیز در نیمۀ اخیر قرن سیزدهم هجرىّ قمرىّ مىتوان گفت:
درست نظیر تاریخ کشور فرانسه در نیمۀ اخیر قرن هجدهم است.
در ایران هم بعد از یک سلطنت طولانى قریب پنجاه سال که ناصر الدّین شاه مانند لوئى پانزدهم سلطنت کرد؛ دشمن ایران هم، همان دشمن فرانسه بود. ایّام سلطنت ناصر الدّین شاه نیز به عیش و شادمانى براى شاه گذشت.
تمام افغانستان، نیمى از سیستان و نیمى از بلوچستان در ایّام همین شاه در نتیجۀ دسائس دولت انگلیس از ایران مجزّا شد. وقتى هم که ناصر الدّین شاه درگذشت، یک ملّت عقبمانده فاقد هر نوع وسائل تمدّن و ترقّى باقى گذاشت.
در مدّت این پنجاه سال دو همسایه مقتدر ایران نگذاشتند قدمى براى ترقّى ایران برداشته شود. هرکس آمد به فکر ترقّى ایران افتد، به او فرصت نداده از بین بردند. کسانى بر ایران حکومت کردند که دستنشاندۀ خودشان بودند. فقط در سالهاى اخیر سلطنت ناصر الدّین شاه بود که شاه و صدر اعظم متوجّه شدند سرکار آنها با چه شیّادانى است. هرکس را که مىشناختند از دربار
