
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
165حنیف، مجد و عظمتش را بازیابد. و براى وصول به این هدف لازم بود که قدرت دولت بریتانیا را در اقطار و اکناف مشرق زمین واژگون کند و سایۀ شومش را از سر طوائف اسلامیّه بردارد و جمع نماید. و سیّد در عداوت با راه و روش انگلیسها داستانهائى داشت که شرح آن به طول مىانجامد.»
فتنههاى انگلیس در مستعمرات، توسّط دستپروردههاى فراماسونى خود انجام مىگیرد
بارى، یکى از طرق بلکه مىتوان گفت: راه منحصر به فرد انگلستان در سیاست ایران و در سائر کشورها، بهواسطۀ افراد دستپروردۀ خود بود در داخل کشور، به نام فراماسون؛ که در هرجا به تناسب اوضاع و محیط آنجا با عنوان آزادى همۀ خرابیها را به بار مىآوردند، و درست در خطّ تعلیم و مشى سیاست انگلستان قدم مىنهادند.
در «تاریخ روابط سیاسى ایران و انگلیس» گوید:
«آزادى در میان هر ملّتى که بروز کرد، آن ملّت را به خون و آتش کشید و هستى آن را به باد داد، و چنان آشوبى در آن مملکت پدید آورد که خوب و بد را به آتش بیداد خود سوخت. بدبختانه این آتش به خرمن ما نیز سرایت کرد و هستى ما را به باد داد.
یکى از اسباب مؤثّر نشر آزادى ـ برابرى و برادرى، مجامع سرّى فراماسون است. من در فصل شصتم (٦٠) شمّهاى از تاریخ این مجامع سرّى را نوشتم.
از اوائل قرن نوزدهم، پاى هر ایرانى متشخّص که به اروپا رسید، مخصوصاً به لندن، او را به این محفل سرّى دعوت کردند و امضاء گرفتند. و او را برادر و برابر خواندند و مهر کردند و دهانش دوختند. این آدم دیگر دلباختۀ آزادگان مىشد و خود را مطیع و پیرو دستور آنها مىدانست.
شاید یک روزى تاریخ صحیح این محفل که در ایران پیدا شده، از قلم یک دانشمند و متتبّع ایرانى نشر شود. ولى تا حال این موضوع در پردۀ استتار
