
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
159انگلستان اراضى ایران را مفصّلا مىنویسد: آنگاه مؤلّف این تاریخ گوید:
«شکیب أرسلان در تعلیقۀ خود بر کتاب «حاضر العالم الإسلامىّ» گوید:
فَکانَ هَذا النِّدآءُ مِنَ السَّیِّدِ الْحُسَیْنیِّ مِنْ أعْظَمِ أسْبابِ الْفَتْوَی الَّتی أفْتاها ذَلِکَ الإمامُ بِبُطْلانِ هَذا الاِمْتیازِ، وَ اضْطَرَّتِ الْحُکومَةُ الْفارِسیَّةُ خَوْفَ انْتِقاضِ الْعآمَّةِ إلَی إلْغآئِهِ.» انتهى.
«این نداى بلند از این سیّد حسینىّ از بزرگترین علل و اسباب فتوائى بود که آن امام دربارۀ بطلان امتیاز تنباکو صادر کرد؛ و حکومت ایران از ترس و دهشت مخالفت و تمرّد و درهم شکستن عامّۀ مردم حکومتش را، مضطرّ و مجبور به الغاء آن گردید.»
و لیکن علاّمه سیّد محسن عاملى گوید: «امام مجدّد شیرازى چون مطّلع بر اعطاء امتیاز به دولت بریطانیا شده بود، قبل از وصول نامه سیّد فتواى خود را راجع به تحریم تنباکو صادر نموده بود.» و تمام متن را آن مرحوم نقل کرده است.1و2
نظر مؤلف در بارۀ سیّد جمالالدّین اسدآبادی (ت)
- «أعیان الشّیعة» ج ١٦، از ص ٢٧٧ تا ص ٢٨٣
- اینجانب در رسالۀ جداگانه و مختصرى که نوشتهام، دربارۀ سیّد جمال الدّین نظر خوشى ندارم؛ و او را مرد الهى نمىدانم. گرچه مسلّما از نوابغ دهر و از فلاسفه عالیمقام بوده و در خطابه و عربیّت ممتاز بوده، و سعى وافرى در تشکیل حکومت واحده و مرکزى براى مسلمین داشته است؛ ولى از این نمىتوان اثبات معنویّت و حتّى اسلام او را به معنائى که متداول و معروف است نمود. و بالأخصّ از جواب خطابۀ إرنست رنان بر مىآید که: معتقد به نبوّت انبیاء و اتّصال به عالم غیب نبوده است. او گرچه میل به اتّحاد مسلمانان داشت، ولى در سایه ریاست و حکم و محوریّت خودش. و به همین جهت کامیاب نشد، و در حال ذلّت و سرافکندگى در ترکیّه نزد سلطان عبد الحمید عثمانى جان سپرد. و از بسیارى از سخنان او مشهود است که: تجدّد و تغییر اسلام را مىخواسته است؛ نه فقط تجدّد و تغییر مسلمین را. و آرزو مىکرده است کسى پیدا شود و زنجیرهائى را که اسلام بر مسلمین بسته است بگسلد و مسلمین رها شوند. و این سخنان، جز غرور و جهل و نابینائى در واقعیّات و حقائق، محمل دیگرى ندارد.
