اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

115
  • بسیار شگفت‌انگیز تاریخ و نشانگر حدّ اعلاى قساوت و هَمَجیّت مسیحیان است.

  • وقتى مسیحیان بر اسپانیا تسلّط یافتند، درباره مسلمین آنجا دو نظریّه ابراز شد:

  • نظریّۀ اوّل متعلّق به کشیشها بود که مى‌گفتند: جمیع آنها را از مرد و زن و خرد و کلان و حتّى اطفال نورس باید کشت. و نظریّۀ دوّم متعلّق به مردم عادى و عامّى مسیحى بود که مى‌گفتند: باید همه را از اسپانیا اخراج نمود. فیلیپ دوّم که سلطان وقت بود، براى اینکه به هر دو نظریّه ارج نهد و جمع کند، در سال ١٦١٠ میلادى شرائطى براى خروج مقرّر کرد که در این صورت واجدین شرائط خارج، و غیر واجدین آنها باید کشته شوند؛ و در نتیجه سه‌ربع از جمعیّت مسلمین کشته و تنها یک ربع اخراج شدند.

  • سقوط و انحطاط مسیحیان پس از خروج مسلمین از أندلس

  • اسپانیاى با آن شکوه و عظمت و تمدّن، در اثر فقدان مسلمین و سکونت نصارى، به درجه‌اى سقوط کرد که: کتابخانه‌ها و مساجد ویران، و حتّى اطبّاء و پزشکان با تجربه در آن یافت نمى‌شد؛ و بقدرى شهر کثیف شد که در کوچه‌ها مزبله مى‌ریختند و تغوّط مى‌کردند.1

    1. .گوستاو لوبون در «تاریخ تمدّن اسلام» مى‌گوید: «در قرن هجدهم میلادى که علوم مخصوصا علم طبّ و پزشکى در میان مسلمین پیشرفت قابل توجّهى کرده بود، در اسپانیا که حکومت مسلمین را در آنجا سقوط داده بودند و تمام اسپانیا سکنه‌اش از نصارى بودند، مسألۀ غریبى اتّفاق افتاد: چند نفر از مردم حسّاس با شدّت ترس به مدیران مسئول پیشنهاد کردند که: شهر مادرید پر از قاذورات و کثافات شده است و باید پاک شود و عابرین را از وضع فجیع آن بیرون آورد. هیئت پزشکان همگى با این امر مخالفت کردند و گفتند: آباء و اجداد ما خیلى از ما عاقل‌تر و از طرز زندگانى خوب با خبر بودند و در همین کثافات زندگى مى‌کردند و ما هم مى‌توانیم از نیاکان خود پیروى کنیم و با این وضع بسازیم. و از این گذشته، معلوم نیست بیرون بردن این کثافات چه عاقبتى داشته باشد!»