
نور ملکوت قرآن - ج2
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «روشنگری تبیان بودنِ قرآن و پاسخ به شبهات مربوطه؛ از جمله مقالۀ قبض و بسطِ تئوریک شریعت» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • امتناع نسخ قرآن • کسیکه به علوم کلیه راه یابد معنای تبیانِ قرآن لِکُلِّ شَیء را میفهمد • فقط اولیای الهی از حقائق و تأویل قرآن مطّلع هستند • رسالت قرآن انسانسازی است نه حلّ مسائل علمی • تطبیق قرآن بر علوم عصر راه صحیحی نیست • تئوریها ثبات ندارند و پیوسته محکوم تئوریهای دیگرند • نقد و بررسی «فرضیه تکامل داروین» • نقد و بررسی مقالۀ «قبض و بسط تئوریک شریعت» • عظمت و تقدّم علوم اسلامی بر علوم امروزی • تشویق قرآن بر آموختن علم حکمت • حق بزرگ فلاسفۀ اسلام در پاسداری از توحید و قرآن • علماء اسلام برجستهترین دانشمندان و پدران علوم طبیعی هستند • پیشگامی مسلمین در علومی مثل فیزیک، طب و داروسازی. • اساس حوزههای علمیه، بر قرآن و عرفان • مدت عمر، محدود است و باید صرف آموختن علم مفید شود • اعراض روشنفکران از مبانی اسلامی، در اثر فرهنگ خارجی • منطق قرآن حجیت عقل و یقین است؛ نه فرضیههای وهمی • تحلیل و بررسی معنای فطرت در قرآن • بیان برخی احکام فطری قرآن مثل حرمت زنا، لواط و شرابنوشیدن. • نقد و بررسی کتاب «دانش و ارزش»
نور ملکوت قرآن - ج2
87در این باره، دو قول معروف است:
قول به منتهى شدن انسان به آدم و حوّا، و هریك از حیوانات به اصل خود (فیكسیسم)
اوّل آنکه: پدر و مادر در این نوع كه به نام آدم و حوّا بودهاند، پروردگار علیم و قدیر با اراده خود بطور دفعى و اعجازى آنها را خلق فرمود. بدینطریق كه:
خاك را جمع نموده، گل ساخت، و مجسّمهاى به صورت آدم درست كرد، و سپس در آن دمید؛ تا آدمى كه داراى عقل و هوش و ادراك بود از آن به وجود آمد.
و همچنین درباره اصل خلقت سائر انواع جنبندگان، از هر كدام اصلى بصورت پدر و مادر آفرید؛ از گاو و گوسفند و شیر و پلنگ، و از مرغان و حیوانات برّى به همین منوال، اصلى خلق نمود؛ و در آنها ایجاد نفس حیوانى بخصوص آنها را نمود. و آن اصول مبدأ خلقت نسلهاى عدیده جنبندگان در روى زمین شدند. آدم أبو البشر شد. چون در میان انواع حیوانات اوست كه بدنش مو ندارد فلهذا به انسان، بشر گویند. چون بشر جمع بشرة است و بشره موجودى را گویند كه مو ندارد و پوست اندامش بدون مو مىباشد.
و همچنین از اصول حیوانات أبو الفرس و أبو الغنم و أبو البقر و أبو الأسد و غیرها بوجود آمدند.
و ایضا درباره نباتات و اشجار یك اصل از نر و ماده بوجود آورد. از درخت صنوبر و كاج و چنار و درختان میوه و گیاهان و گندم و عدس و برنج و غیرها به همین منوال آفرید. و با صنع بدیع خود اصول را ایجاد كرد.
سپس با اراده كامله خود، این انواع بدیعه را بواسطه توالد و تناسل و تكثیر در مثل، در انسان و حیوانات و نباتات به راه انداخت. و الآن هم در هر وقت كه بخواهد نوعى بدیع بوجود مىآورد؛ و هر وقت كه اراده نماید نوعى را منقرض نموده و نسل آن را بر مىاندازد، و نوعى دگر را بجاى وى در مسند و كرسىّ آن مىنشاند.
